پیاده روی تهران-شمال

سلام. از آنجائیکه روز دوشنبه ۱۵ تیر به مناسبت میلاد حضرت علی تعطیل رسمیه می تونیم یه برنامه ۴یا۵ روزه داشته باشیم. مطابق برنامه تدوین شده گروه برنامه تعیین شده برای این تاریخ قله سبلان می باشد ولی می خواهیم به رسم سالهای گذشته انشا... امسال نیز برنامه پیاده روی تهران-شمال را داشته باشیم. بنابراین اگه خدا بخواد و بتونیم برنامه ریزی کنیم برنامه ۴ یا ۵ روزه تهران-شمال از روز۵شنبه ۱۱تیر تا روز دوشنبه ۱۵تیر خواهیم داشت. برای شرکت در برنامه تا جمعه ۵تیر وقت دارید تا از طریق وبلاگ یا تلفن اطلاع دهید. اگه شرایط این برنامه مهیا نشه برنامه سبلان یا زردکوه برنامه های جایگزین هستند. موفق و پیروز باشید. 

عكسهايي از برنامه المستان

براي ديدن تعدادي از عكسهاي برنامه المستان به لينكهاي زير مراجعه كنيد:

http://www.4shared.com/file/110635153/4caf12fa/DSC00018.html?dirPwdVerified=6e153373

http://www.4shared.com/file/110638366/e606b905/DSC00028.html?dirPwdVerified=6e153373

http://www.4shared.com/file/110638825/1736c25a/DSC00112.html?dirPwdVerified=6e153373

http://www.4shared.com/file/110639176/44253b4f/DSC00142.html?dirPwdVerified=6e153373

http://www.4shared.com/file/110639415/8dbd0f98/DSC00158.html?dirPwdVerified=6e153373

http://www.4shared.com/file/110639517/62710483/DSC00187.html?dirPwdVerified=6e153373

http://www.4shared.com/file/110639609/9e94a69c/DSC00201.html?dirPwdVerified=6e153373

http://www.4shared.com/file/110651682/8b6b2853/DSC00212.html?dirPwdVerified=6e153373

http://www.4shared.com/file/110652964/e562483b/DSC00217.html?dirPwdVerified=6e153373

برنامه پياده‌روي از روستاي آهار تا ده‌تنگه

سلام اميدوارم كه حال همگي خوب باشه. مطابق برنامه شش ماهه اول سال 88 ، برنامه اين هفته جمعه (29خرداد)، انشا... برنامه يكروزه پياده‌روي آهار به ده‌تنگه است كه اگه وقت اجازه بده به ديدن آبشار چهل‌پله نيز خواهيم رفت. كسانيكه دوست دارن در برنامه حضور داشته باشند ميتونن از طريق همين وبلاگ يا تلفن امادگي خودشون و اعلام كرده و يا از جزئيات برنامه با خبر بشن. از اونجا كه چند روزيه ارسال پيام كوتاه به سختي انجام ميشه و يا اصلا نميشه خواهشمند است با خبر دادن به بچه‌هايي كه در تماس هستين، گروه و در اطلاع رساني اين برنامه ياري كنيد. ضمنا بهتون پيشنهاد ميكنم حتما متنهاي مربوط به برنامه المستان (گزارش برنامه و كوهم) رو خونده و نظراتتون بيان كنيد. موفق و پيروز باشيد.

کوهم

 کوهم

 که در عبور از گردنه های وجودم

 گلهای دامنم را از پشت عینک دودی

  به تماشا نشسته ای!

  نمیبینی ام!

  از پشت این قاب ! کوه  را به نظاره نشستن اشتباه است.

 ظرف چشمه های من اینگونه که تو میبینی نیست.

  می توانم بجوشم آنگونه که  درروان شدن رودخانه رگهایم از پی ات بی نشانه / به درد بیاورم دلت را / از گریه های شبانه از تب / از درد/از کمر شکسته تخت خوابم/ جیغ میکشد.... از تداعی ومرور خاطرات نداشته....... بس کن لیلا.

 آفتاب شوی درون آسمان بسوزانی گونه هایم را گل بشوم بشکفم در دشت بدوم موهایم را بسپرم به باد /به درد...

(( تا از این درد   همه را شکل تو میبینم... در خیابان/ در خواب/  با آن  روسری سفید))

.............................................................................

  از جنگل آمده ام/ از پشت کوه های امام زاده قاسم.

عجب سلیقه ای دارد. این آقا/ ماوا گرفته بر فراز کوه ها /روزش را به دید زدن اندامهای بکر وبالا بلند درختان الیمستان میگذراند شبش را به تماشای پایکوبی شاخه های مست از دف زدن ماه..... عجب صفائی دارد خدا ... پیاده روی زیر نور ماه / وضو گرفتن از  آب چشمه..... تصویر سایه های ما پشت سر هم وبه ترتیب وقت عبور از پایکوب دل کوه... موسیقی گم زنگوله هائی از دووووور... شب/ ستاره/ سهیل/علی/فاطمه/من/محدثه /زهره

 چه سایه های خوش عکسی / چه نمازی  چسبیده به سید ،صفا کرده  میگوید جمله ادبی بلد نیستم اما نمازی خوانده ام که....

که.... که خلاصه کشش معشوقه است دیگر احمد اقا ! چه میشود کرد؟

 ((این روزها، این روزها همه اش به اولین روزهای سرگردانی ام فکر میکنم))

 نه!

 (( انسان هیچگاه مامن خوبی برای خود نبوده است))

  نرگس!

تو از تمام گلها زیباتری.

 (( ما می دویدیم  وزندگی نشستن بود_ ما می خوابیدیم وزندگی رفتن بود ما میرفتیم وزندگی..........))

درست میگوئی نرگس! انسان هیچگاه...

 انرژی که از طبیعت القا میشود درونمان جاودانه میشود و مارا به یاد انسان بودنمان می کشاند.... نرگس چشمهای سهیل از طبیعت انرژی گرفته برق میزند. این کشف عظیمه بود که حس واقعی اینگونه است که عظیمه میآید برای تمرین اگرچه کم حرف میزند.  

 چه احترامی دارد امام زاده قاسم... آفتاب  رودر روی او قدم به قدم عقب می کشد وخداحافظی میکند ومی رود اگر  در این لحظات تو در مسیر خداحافظی شان بیاستی خنجر های نور درون صورتت فرو خواهد رفت.

 چه رفاقت نزدیکی است میان امام زاده قاسم و آسمان. قسمش دادم سفارش ما رانیز به آسمان بکند  که خدایااااااااااااا

 تنهائییییییم....

 از دلائل تورم زانوهایم پس از دوروز پیاده روی و تورم اقتصاد کشورم امار درستی در دست نیست .

خداایااااااااااااچه کسی راست می گوید؟؟؟؟

نکند که این بیماری جدی باشد؟

 خدایا! از شرایط به نام زدن کوه هایتان در هیچ بنگاهی اطلاعی در دست نیست؟ می خواهم برای  خود تصمیمی بگیرم ماوائی بگزینم؟ از کجا؟

 این انصاف نیست..

خدایا من آدم توام.

برای شما کاری ندارد جوشاندن چشمه ها، کوه هایتان به این بزرگی ، من وگاوها از یک چشمه آب بنوشیم؟

 خدایا  این گاوها مرا نمی فهمند یکدفعه وبی هوا سمت چشمه می دوند ، بدون در نظر گرفتن من_میترسم_

 که من آدم توبودم/ هستم/ می خواهم بمانم.

 میترسم که صدای خرناس  خرس از پشت درختان جنگل واقعی باشد. از اینکه داوود دیگر کوه نیاید می ترسم از صدای سرنوشتم  از اعماق چاه کمک می طلبد... باور نمیکنم !

 برادرانمند؟ به دور چاه  به مناظره نشسته اند؟ پیراهنم  را مچاله کرده اند برای دروغ؟ برادرانمند؟

.....................................................................

 درختان دائم الخمر جنگلهای الیمستان/ تکیه دادن به شانه های شما هم حکایتی بود که بر کارنامه عبادتمان اضافه شد.

هر شب مست میشوید وشاخه هایتان رابه رخ هم میکشید.عرق میکنید وخزه می بندید....

متبرکیم وقتی خسته وخاک خورده آب چشمه هایتان را بر سر هم زدیم ...زیارتمان قبول باشد ....

و حالا به شهر بازگشته ایم 

 ومن

 از کامیون ها می ترسم

از خدایان بی رحم جاده ها

 که از  اگزوزهایشان

 بوی دود

می رقصانند

در جاده ها

از رنگ خون

از چشمهای راننده هایشان

 خواب ندارند...

...........................

مثل جوجه ای که گربه به چند قدمی قفش رسیده باشد

خوابم نمی برد/ می ترسم

از اینگونه مناظره

 از چشمهای مادرم

نگران من است

می ترسد.

 به قلم: لیلا عزیزخانی

گزارش برنامه جنگل المستان و امامزاده قاسم

پنجشنبه چهاردهم خرداد ساعت 5.30 صبح میدان انقلاب /بعداز قراردادن وسایل در مینی بوس وسوار شدن بچه ها ساعت 6 از میدان انقلاب به سمت جاده هراز حرکت کردیم.(با رانندگی آقای حیدری)

حدود ساعت 9.45 به دو راهی لهاش که در 35 کیلومتری آمل قرار دارد رسیدم، که دو نفر از بچه ها که از آمل آمده بودند به جمع ما اضافه شدند.

ساعت 10.10 دقیقه به روستای لهاش رسیدیم ، که دراین روستا امام زاده حسن واقع است.(مسئول امام زاده آقای خادم هستند.)

از روستای لهاش تا روستای الیمستان مسیر خاکی و پر پیچ و خم وشیب داری است که با حضور باصلابت دماوند عزیز مسیر بسیار زیباست. ساعت 11 به روستای الیمستان رسیدیم، بعداز پیاده شدن و جمع آوری وسایل به قسمت بالای روستا که چشمه ای در آنجا واقع است حرکت کردیم برای صرف صبحانه ،بعد از صرف صبحانه و تقسیم وسایل گروه ساعت 12.30 از راه پاکوب وارد جنگل شدیم ،جنگلی آرام و

بعد از یک ساعت پیاده روی در جنگل استراحت کوتاهی داشتیم و با طی مسیر پاکوب کم کم ارتفاع گرفتیم واز تعداد درختان کاهش می یافت،با خارج شدن از جنگل و ادامه مسیر به دشت بسیار زیبای پر از گلهای بابونه که با سفیدی دماوند که مشرف بر آنها بود هماهنگ شده بودند و هر کسی را وادار به ماندن می کرد، ماندن ما در این مکان حدود 1 ساعت طول کشید.

بعد از حرکت در مسیر محلی را برای صرف نهارکنار زائر سرایی که در زیر قله امام زاده واقع است انتخاب کردیم ،علی آقا واحمد آقا بعد از خواندن نماز مشغول تهیه نهار شدند البته نمک نهار با آقا محمد بود و سعید و سهیل و فردین هم برای شناسایی محلی جهت کمپ شبانه راهی شدند. با آمدن بچه ها تقریبا نهار هم آماده بود، خوشمزه شده بود.

حدود ساعت 6.30 عصر بعد از صرف نهار و استراحت کوتاه به سمت قله امام زاده قاسم حرکت کردیم. بعد از یک ساعت به قله رسیدیم و غروب خورشید را بر فراز دماوند  از روی قله تماشا کردیم، بعد از زیارت به سمت پایین پشت قله حرکت کردیم که حدود 20 دقیقه بعد به منطقه مورد نظر رسیدیم و سریع شروع به برپایی کمپ کردیم و ....

بعد از انجام همه مقدمات و پوشیدن لباس گرم و خواندن نماز ،شب مهتابی خوبی با نشستن دور آتش و تهیه یک سوپ گرم وخوشمزه داشتیم.

تا حدود ساعت 12 تقریبا همه خوابیدیم. سعید و فردین تا ساعت 2 نیمه شب بیدار بودند و آتش را روشن نگه داشتند. جمعه 15 خرداد ساعت 8 صبح بیدار شدیم و بر خلاف شب قبل که بسیار باد می وزید صبح بسیار آرامی داشتیم. بعد از صرف صبحانه و جمع کردن وسایل ساعت 9 حرکت کردیم به سمت روستای الیمستان

حدود ساعت 11.50 به چشمه روستا رسیدیم و بعد از آب بازی و خوردن شربت حرکت کردیم و حدود ساعت 12.30 به حسینیه روستا رسیدیم و بعد از نماز با ميني‌بوس آقای حیدری راهی تهران شدیم.

حدود ساعت 4 بعد از ظهر بین راه نهار خخورده و بعد از صرف نهار که احمد آقا و خانم اصفهانی زحمت تهيه آنرا به عهده داشتند، به راهمان ادامه دادیم و ساعت 9 به تهران رسیدیم. (البته ترافیک بود)

دست همه درد نکنه .خدا قوت

اسامی افراد گروه:

سعید افروزی(سرپرست)- سهیل رضا زاده(جلودار)- فردین هادوی(عقب دار)- محدثه پورولی- لیلا عزیزخانی- میثم هاشمی- علی سلطانی- فاطمه موسوی- سینا رضازاده- زهره لطفی- عظیمه رجایی- احمد خلج- نرگس اصفهانی- محمد پیروز- فاطمه آصف- داوود عزیزخانی-  میترا حاتمی

 

هزینه برنامه (غذا و کرایه و..) نفری 22000 تومان

 

درآخر ...... گفت:

سهیل:

صدای جیرجیرک همان صدای خداست

ما کشیدن گاو همان نشان خداست

..................................................................................

میثم:

حمد و سپاس و شکر و حس نماز زیر نور ماه

..................................................................................

علی:

طبیعت حس و افکاری  به من میدهد که در هیچ جایی این لذت را ندارم،

 پس کوه را انتخاب می کنم.

......................................................................................

سینا:

حمد و سپاس و فرار از روز مرگی.

........................................................................................

فردین:

در کوه به خدا نزدیکترم و آرامش دارم.

......................................................................................

نرگس:

انسان باید از یک چیز ماندگار انرژی بگیرد مثل طبیعت.

...........................................................................................

احمد:

کشش از طرف معشوق و توصیف کردنی نیست.

...........................................................................................

فاطمه:

حس بسیار زیبایی بعد از برگشت از طبیعت دارم.

...........................................................................................

لیلا:

من از تبار درختانم

گیاه وحشی کوهم

نفس هوای مانده ملولم می کند.

...........................................................................................

 

زهره:

عدسی دوست ندارم اما خوشمزه ترین غذایی بود که خوردم.

.............................................................................................

محدثه:

انرزی و آرامش برای شروع بعد از برگشت تا مدتی.

..............................................................................................

عظیمه :

فقط یک تمرین خوبه.

..............................................................................................

داوود:

کوهها نشانه عظمت خدایند اگر چه تنهایند.

..........................................................................................

میترا:

دوست دارم مثل کوه محکم باشم.

...............................................................................................

سعید:

کوه واسط بین من و خداست

کوه مقدس است.

..............................................................................................

 

 

 

 

برنامه جنگل المستان و قله امامزاده قاسم

سلام. امیدواریم که حال همگی خوب باشه. طبق برنامه تهیه شده برای ۶ ماه اول سال ۱۳۸۸ برنامه ۱۴ و ۱۵ خرداد برنامه ۲ روزه جنگل المستان و صعود به قله امامزاده قاسم است بعد از چند سال که در این تاریخ برنامه چند روزه تهران-شمال رو از مسیرهای مختلف داشتیم امسال با مقارن شدن این تعطیلات با پنج شنبه و جمعه مجبور به محدود کردن برنامه در یک برنامه ۲ روزه شدیم انشا... برنامه چند روزه تیر ماه جبرانش کنیم. با این حساب انشا... روزهای ۱۴ و ۱۵ خرداد عازم منطقه المستان در نزدیکی شهر آمل خواهیم شد اگه دوست داشتید از جزئیات برنامه آکاه بشید یا توی برنامه شرکت کنید هر چه سریعتر از طریق همین وبلاگ یا گروه سیالان یا تلفن هماهنگیهای لازم و انجام بدید و از اونجا که به احتمال زیاد مثل برنامه های قبل ماشین دربست بگیریم تعداد محدود است و اولویت حضور در برنامه با اونایی که زودتر هماهنگ کنند.


معرفي منطقه: در 30 کیلومتری آمل ( از سمت تهران)، جاده اي فرعی وجود دارد که از سر جاده تا امامزاده لهاش و بعد روستاي المستان كمتر از ده كيلومتر است. اليمستان به معناي اليم ( آلو )و مستان (باغ و بوستان) است. جنگلهاي زيبا و مه گرفته و توهم زاي اليمستان به گونه اي است كه در ابتداي ورود تنها تصور محلي مه گرفته را داريد اما در ادامه زيبايي هاي باورنكردني را مشاهده مي كنيد كه شما را به پيمودن مسير مشتاق تر ميكند. همچنين دیدن قله دماوند يكي ديگر از جذابيت هاي اين منطقه زيباست. قابل ذكر است در انتهاي مسير قله اليمستان و امامزاده قاسم در ارتفاع 2510 متري قرار دارد. به اميد ديدار