جزیره هنگام

سلام به تمامی دوستان و همنوردان عزیز

با توجه به اینکه برنامه پیش بینی شده بهمن ماه سفر به جزیره قشم و پیاده روی دور جزیره هنگام می باشد قصد داریم در این پست اطلاعاتی در مورد این جزیره زیبا ارائه نماییم.

در جنوبی ترین نقطه این سرزمین، جزیره ای کوچک و زیبا خودنمایی می کند که هنگام نام دارد. جزیره مرجانی هنگام در جنوب جزیره قشم واقع شده است...

سواحل مرجانی جزیره هنگام - محمد گائینی

 آب های نیلگون خلیج فارس و انواع گونه های جانوران دریایی که با کمی دقت می توان به وفور آن ها را در جزیره پیدا کرد. معروف ترین آن ها دلفین ها هستند که از جاذبه های گردشگری این جزیره به حساب می آیند. و اگر روزی به این جزیره رفتید لذت آب تنی در آب های نیلگون خلیج فارس که در این قسمت به دلیل مرجانی بودن سواحل بسیار شفاف می باشد، را از دست ندهید.

جزیره هنگام - محمد گائینی


برای رفتن به جزیره هنگام باید از راه کناره ی جنوبی جزیره قشم به سمت روستای شیب دراز رفت و از آن جا قایق ها به صورت دربست شما را به گشت دور و داخل جزیره می برند...

نقشه دسترسی جزیره هنگام - محمد گائینی


قایق در جزیره هنگام - محمد گائینی

نمای دور جزیره هنگام از آب های نیلگون خلیج فارس...نمای دور جزیره هنگام - محمد گائینی

 سواحل مرجانی و کم تر دیده شده جزیره هنگام همراه با آب های شفاف و آرام بخش خلیخ فارس...

ساحل جزیره هنگام - محمد گائینی 

گله دلفین ها یکی از جاذبه های کم نظیر آب های اطراف این جزیره می باشد. و لحظه ای که دلفين ها در محاصره قايق هاي گردشگران هیجان زده قرار گرفته اند...

جزیره هنگام - محمد گائینی


دلفین ها در جزیره هنگام - محمد گائینی

جايي شنيدم كه دلفين ها باهوش ترين حيوانات اين كره خاكي هستند. اما چيزي كه ديدم اين بود كه دلفين ها بسيار بازي گوش هستند و در دست انداختن گردشگران تبحر ويژه اي دارند...!

جزیره هنگام - محمد گائینی


دلفین جزیره هنگام - محمد گائینی

 ساحل تمیز و بکر جزیره هنگام...

سواحل جزیره هنگام - محمد گائینی

آب تنی در سواحل مرجانی جزیره هنگام لذتی دارد تعریف نشدنی...! البته این لذت با برش های متعدد و حتی عمیق در کف پاها همراه خواهد بود و خرچنگ ها و گونه های نه چندان مهربان هم در همین نزدیکی هستند...

 جزیره مرجانی هنگام - محمد گائینی

جانوری دریایی با نام طوطیا که شبیه به جوجه تیغی خودمان است و باید خوش شانس باشی که در دریا پای خود را روی این تیغ های تیز و برنده نگذاری...

جزیره هنگام - محمد گائینی

 نخلستان های جزیره هنگام که سایه خنک آن به خصوص در فصل تابستان غنیمتی برای ساکنان جزیره می باشد...

نخلستان های جزیره هنگام - محمد گائینی

 آب کشی از چاه آب شیرین در میان نخلستان زیبای جزیره هنگام... (قدر این آب شیرین و نه جندان تمیز  رو ساکنان جزیره به خوبی میدانند)

چاه آب شیرین جزیره هنگام - محمد گائینی

 تجربه بالا رفتن از نخل که انصافا کار بسیار دشواریه...

بالا رفتن از نخل - محمد گائینی

جاده در حال حاضر خاکی و نامناسب دور جزیره که امیدوارم هیچ وقت آسفالت نشه...! (میتونم تصور کنم با هموار شدن این جاده صدای موتور و ماشین آرامش جزیره رو به هم خواهد زد هر چند که در حال حاضر هم تعداد انگشت شماری وسیله نقلیه در جزیره وجود دارد که البته وجود آن ها برای ساکنین ضروری به نظر می رسد.)

جزیره هنگام - محمد گائینی

تاكسيدرمي با نور خورشيد در سواحل خليج فارس...

جزیره هنگام - محمد گائینی

محل هايي براي ديده باني در دور تا دور جزيره هنگام وجود دارد كه در گذشته اي نه چندان دور براي محافظت از جزيره استفاده مي شده است...

جزیره هنگام - محمد گائینی

عکسهایی از برنامه کویر خارا

برای دیدن عکسهای بیشتر به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

کویر خارا

شلاق شده باد میکوبد روی شانه ماسه هابلند میشوند وکوبیده میشوند روی صورتم، روی چشمهای دوربینم، پر میشود از ماسه  وکور میشود.هرچه لباس آورده ایم میپوشیم که راهی شویم. میترا ، تارا را  بسته بندی شده در لباس وپلار وبادگیر وکلاه و عینک  در آغوش کشیده، چند قدمی که راه می آید میدود دنبال مینیبوسی  که ما را تا ابتدای کویر آورده است.   میدوید وداد میزد که

من برمیگردم، من برمیگردم. زمان میبرد که سعید بپذیرد که این تصمیم میترا درست است و ما کنار جاده  در حالی که  تقریبا معلوم نیست کدام پیکر بسته بندی شده برای کداممان است تازیانه های باد را پذیرائیم.آقای کاویانی شوخی میکند که خاله: اگر گوشه شالگردنت را بگیریم مثل یویو قل خواهی خورد روی خاک.

 میترا وگلبرگش برمیگردند به  حسن آباد و ما به قصد کویر نوردی راهی میشویم. قاب دوربینم را که باد میبرد هیچ نمیفهمم. میرویم وآب از چشمها  ودماغمان راه میگیرد.

شوخی ندارد این باد. کاک فرید. دیوانه وحشی دیده ای؟ جمعه بیست ودوم دی ماه سال یک هزار وسیصدو نود ویک بود که فهمیدم که باد اگر قصد سرکشی به کویر را داشته باشد نه تنها نباید به فکر میانجیگری  تازیانه های باد وصورت نرم  شنها بود.   بلکه  فکر تماشای این اوج وحشیگری را هم  باید از سر  بیرون کرد.

خلاصه که ما کوتاه نیامدیم  وادامه دادیم.یکی از تپه ها  را غلت میخورم روی خاک و گیج میروم تا عمق و هیچ هم کیف نمیدهد. اصلا شبیه مرنجاب  نیست.رنگ خاک نسبت به کویری که در مرنجاب دیدیم چرکتر بود. با اینکه به نظر میرسد کویر تداعی مفهوم تکرار در تکرار است ولی هر لایه از آن  را که ورق میزنی چشم انداز تازه ای از کوپه های خاک وجنس خاک به چشم میخورد. تک درختانی که در طبیعت به وفور دیده میشوند در کویر هم بود. تنها  وبی رنگ وخاکی...

راه میرویم وعکس میگیریم و  درون  دره ای از کویر که چند درخت بی روح هم در همسایگی یکدیگر زندگی میکنند مینشینیم برای  خوردن خوراکی هائی که میترا زنگ زده کدامشان  در کوله پشتی چه کسی است.مهدی میرزائی هم آمده وطبق معمول بحث وجود وعدم وجود را با خود آورده وطبق معمول هم گیر داده به یکی اززوج های گروه   وبه غیر از کویر نوردی یک اعصاب نوردی حسابی هم میکند.

 حدود دو ساعتی میشود که در کویریم وقصد بازگشت میکنیم. میترا با تارا  تا ابتدای جاده آمده اند، چند عکس میگیرند و باز میگردیم به شهر حسن آباد.

پنج شنبه ساعت حدود سه بود که رسیدیم به این شهر  وبه لطف پیگیری آقای جمشیدی از اهالی این منطقه وهمسر بزرگوارشان در مدرسه ای که پیش کش آقای بهرام عزیزخانی فقید بود ساکن شدیم.بدون اغراق، بودن در این مدرسه را بیش از مناظر کویر دوست میداشتم. از بسکه عشق وگرما پاشیده شده بود در جای جای این مدرسه از کلاسهای درس که آخرین تکنولوژی آموزش الکترونیک در آنها بود تا  اشتیاق بابای مدرسه(آقای شفیعی) که در جواب تشکر وتعارف رضا که به او گفته بود ما مزاحم استراحت این چند روز تعطیلی شما شدیم گفته بود که: چه استراحتی؟ این روزها روزهای عزا است  و ما نباید استراحت کنیم. درست به اندازه خانه ای که در آن زندگی میکنیم تمیز بود این مدرسه . نمازخانه وکلاس آمادگی آن در اختیار ما بود. به مدیریت این مدرسه  آقای قیصری تبریک بسیار و تشکر فراوان تقدیم میدارد سیالان.

از کویر که بازگشتیم خانم جمشیدی برایمان نذری آورده بودند.  بعد از خوردن غذا برای دیدن قلعه ای (یا به قول تارا قبیله)در حسن آباد راهی شدیم.

اسمی از آن در ذهنم نیست. ولی به فاصله حدود چهل وپنج دقیقه ای پیاده روی از مدرسه به بالای قلعه رسیدیم. در اطراف قلعه قنات های هم وجود داشت. هوا رو به غروب واذان مغرب بود که بازگشتیم به مدرسه و هر کس گوشه ای وکبری ائی که روی یک موکت قرمز رنگ در حیات مدرسه بیتوته کرده واشک میریزد.شاید به ستاره ای در کویر دلبستگی پیدا کرده که فردا شبی نخواهد بود. کسی چه میداند؟*((به من چه مربوط است؟ دوست داشتن خورشید/ دوست داشتن ماه/به من چه مربوط است/دوست داشتن تو؟))

من ومحدثه ومیترا وسارا وراضیه درون کلاس آمادگی حرفهایمان میکشد به فقدان نبودن عزیزترینهایمان واشک میشویم.

 غروب جمعه چرا اینگونه است سارا؟

اصلا از همان دور اول

به لاعلاجی این رقص رسیده بودم

برای همین شانه به شانه ات کشیدم کنار

بیا از همین گوشه

به پذیرفتن واقعیتی تن بدهیم

که

برای زنده ماندنمان  خوب است

سارا

میشود سارا/ میشود/ بدون پدر/ مادر/

 بدون  حتی نام معشوقه ای که وقت شروع لبخند به لب داشت

این از دلائل پلید بودن ما بود

وقتی که تمام شدنت را به روی دو پا چرخ میزدی

وما

شانه به شانه یارهایمان به روی دو دست کف میزدیم

 خیال جویدن لبهایت درون سرها پر میکشیده

لابد

وگرنه که از اینهمه مرد

کم نمی امد وقت یار کشی

کاش

 تمام اینهمه رود از انتهای اسم تو راهی نمیشدند

سارا

کاش گریه نکرده بودی...

امیر وسعید هم که رفته بودند گشتی بزنند باز میگردند.امیر از دیدن چشمهای گریان همسرش نگران شده ومیرود سراغ میترا که چرا؟  ای بابا محدثه! ای بابا!*((باد کولی ای بادتو چه بیرحمانه شاخ پر برگ درختان را عریان کردی

 وجهان را به سموم نفست ویران کردی))

میرویم برای پختن شام وجمعه شبمان به خوردن شام ودیدن عکسهای کویرمان روی پرده نمایش مدرسه به پایان میرسد. در حالی که بحث عدم ووجود مهدی وامیر که ماموریت شستن ظرفهای شام به عهده شان است پیچیده در سالن مدرسه ونمازخانه.

شنبه صبح و گروه عزاداری که راه گرفته در خیابانهای حس آباد وآش رشته ای که برای ما می آورند و سیالانی که قصد بازگشت به اصفهان را دارد ومدیر مدرسه ای که در یک روز تعطیل خودش آمده برای تحویل گرفتن مدرسه وخودش اقدا م به مرتب نمودن و جداسازی زباله ها نموده است. عجب! عجب!شنبه بیست وسوم دی ماه نود ویک بود که فهمیدم که باید

باید باید از تهران فاصله گرفت.

 فهمیدم که این آلودگیها ی  تهران نفسمان را خواهد گرفت.فهمیدم که ما مرده ا یم. ما سالها است که مرده ایم.

میرویم چشمه ای که آب گرم از آن میجوشد ودو ساختمان کاهگلی قدیمی مرمت شده هم در اطراف آن بود. عکس میگیریم وراهی میشویم برای اصفهانی که این دومین بار است که برنامه گروه به قصد این استان با موفقیت اجرا نمیشود.

شهر تقریبا تعطیل است وما ساعت سه بعد از ظهر بعد از  نیم ساعتی  پیاده روی به رستوران اعظم میرسیم و با زیر سوال بردن دکور رستوران توسط کوله پشتی هایمان مشغول خوردن بریانی چرب میشویم. دکتر مهرداد وگلبرگش فاطمه خانم با موهای خرگوشی بسته شده به استقبالمان می آیند.

هوا شدید سرد شده است. تا میدان نقش جهان میرویم وگشتی میزنیم وخریدکی میکنیم و لباس روی لباس میپوشیم واز نقش جهان راه میگیرم برای 33پل. پیاده روی از نقش جهان تاپل هیچ لذتی نداشت.  هوا سرد بود وعجیب اینکه در شهری به این بزرگی وتوریستی پیاده روی ما اسباب زحمت جوانکهائی بود که از پنجره ماشینشان سرک بکشند فریاد بزنند و مسخره کنند.خصوصا  اینکه خبر اززایش هیچ قطره ای  درزاینده رود  نباشد.

ساعت ده ونیم و قطار ومسئول کنترل بلیط ها که روی اعصاب سعید پیاده روی میکند. قطار واگن دو ندارد  شماره بلیطهای ما برای واگن دو است.  دو بار طول قطار را  میرویم وبرمیگردیم وخلاصه جائی برایمان پیدا میشود.

ساعت حدود یازده شب است وسارا با دستها وچشمها ولبهایش دارد از کروموزمها واز ژنتیک برای امیر ومهدی وکاویانی توضیح میدهد. من تمام حرفهایشان را میشنوم بدون اینکه گوش بدهم.چیزی یادم نیست به غیر از اشتیاق بسیار لبهای سارا برای توضیح دادن و تکه کلام کلمه خوب بین جملات.

تو با شکوهتر از همیشه

میان انبوه جمعیتی افتتاح میشوی

که ای  کاش

مهربانتر بودند

سارا

 سالنهای قطار پریز برق دارد نباید از آنها استفاده کرد چون ممکن است کلا سیستم برق قطار به هم بریزد.مسئول واگن در پاسخ سماجت ما برای شارژ گرفتن باطری از پریز برق کل پریز ها را قطع میکند. میخواهم فریاد بزنم. یاد عصبانیت اسحاق وقت بازگشت از لرستان و فریاد هایش بر سر رئیس قطار می افتم

 این*((دنیای دل انگیز ما است))

  یک شنبه صبح ساعت شش تهرانیم. می ایستیم و خداحافظی میکنیم. به غیر از کاویان که بدون خداحافظی میرود.

چهارشنبه بیستم دی ماه ساعت یازده شب بود که از راه اهن تهران رفتیم به قصد اصفهان. پنج شنبه هفت صبح رسیدیم وبا عوض کردن چند ایستگاه اتوبوس وخوش شانسی دزدی که دوربین سارا نصیبش شد و معطلی بسیار در ترمینال اصفهان ساعت حدود سه بعد از ظهر

به حسن آباد رسیدیم.ادامه سفر همان حرفهائی است که اول گفتم.

 

 

*۱=صمد تیمورلو

*۲=حمید مصدق

*۳=علیرضا پورمسلمی

طوفان شن ۵۵ گردشگر را درنوردید

مدیر روابط عمومی سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر از گرفتار شدن ۵۵ گردشگر در طوفان شن کویر لوت خبرداد.

حسین درخشانی در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه در ساعت ۱۱ صبح امروز (جمعه) وقوع طوفان شن در منطقه شهداد کویر لوت در استان کرمان به مرکز فوریت‌های امدادی ۱۴۷ گزارش شد، گفت: با توجه به نوع گزارش دریافتی بلافاصله پنج تیم امدادی به محل حادثه اعزام شدند. 

وی با بیان این که بررسی‌های اولیه نشان داد که ۵۵ نفر که عضو یک تیم گردشگری بودند در طوفان شن گرفتار شدند، گفت: ۱۰ امدادگر وظیفه امداد رسانی به این گردشگران را برعهده گرفتند.

به گفته وی، هنوز عملیات نجات این گردشگران از طوفان شن پایان نیافته است.

10 پل تاريخي ايران

 در این سرزمین گسترده از دیرباز راه‌های بسیاری براي تردد مسافران و کاروان‌های تجاری وجود داشت که به واسطه موقعیت جغرافیايی و عوارض طبیعی در طول تاریخ صدها پل براي سهولت رفت و آمد مسافران روی رودها و دره‌ها ساخته شد که از برخي از آنها هنوز استفاده مي‌شود و بسياري از آنها نيز ویران شده است.

 در این شماره به معرفی 10 پل تاریخی در گوشه و کنار این سرزمین باستانی می‌پردازیم.

پل جی

این پل که مربوط به دوره ساسانیان و پیش از اسلام است در چهار کیلومتری شرق اصفهان و روی زاینده‌رود ساخته شده است.

نوع ساخت این پل که در میان چشمه‌های آن قوس‌های زیبای کوچکی اجرا شده، هنوز کاملا سالم و پابرجا و قابل استفاده است.

این پل را می‌توان قدیمی‌ترین پل ساخته شده روی زاینده‌رود نامید که بارها در طول تاریخ و بویژه در قرون اولیه اسلامی مورد تعمیر و مرمت قرار گرفته است.

مصالح به کار رفته در این پل خشت و آجر و ساروج است و کارشناسان دلیل استقامت و ماندگاری آن را نیز همین موضوع می‌دانند.

طول این پل 105 متر و عرض آن پنج متر است که این امر سبب شده رفت و آمد مسافران و کاروان‌ها از روی آن به سادگی انجام شود.

به گواه بسیاری از باستان شناسان دلیل اولیه ساخت این پل، استفاده از آن در لشکرکشی‌های نظامی بوده که بعدها مورد استفاده تجاری و... قرار گرفت.

در دوران صدر اسلام این پل با نام پل حسین شناخته می‌شد و در نزدیکی آن تعداد زیادی آثار و ابنیه با شکوه ساخته شده بود.

پل دختر لرستان

این پل ابتدای جاده پلدختر خرم‌آباد و در ورودی شهر پلدختر قرار گرفته است.

اكنون تنها دو طاق چشمه در طرفین منتهی‌الیه شرق و غرب باقی مانده‌اند که جاده آسفالته از زیر طاق چشمه شرقی عبور می‌کند و در منتهی‌الیه غرب نیز طاق چشمه‌اش ارتفاع کمی دارد.

این دومین پلی است كه در لرستان بنام «كر و دت» یا پل دختر مشهور است هرچند این بنا قرن چهار هجري قمري مورد مرمت و تجدید بنا قرار گرفته است، اما اصل آن بنا به احتمال زياد مربوط به دوره ساسانی است.

جهت پل شرقی ـ غربی وطول آن 270 متر است و پایه‌های پهن و قطور آن از سنگ ساخته شده‌اند. امروزه تنها یك طاق از پل موجود است كه جاده خرم‌آباد‌ ـ اندیمشك از زیر آن می‌گذرد.

بلندای این طاق 18 متر از سطح آسفالت است و نزدیك به 30 متر از آب رودخانه ارتفاع دارد.

عرض چشمه موجود 11.5 متر است. درباره وجهه تسمیه پل برخی آن را منتسب به ایزد بانو آناهیتا می‌دانند.

بی‌تردید این پل اهمیت ویژه‌ای در ارتباط بین مناطق جنوب با غرب و مركز و شمال داشته و علاوه بر اتصال لرستان و ایلام راه اصلی شاپورخواست به جندی‌شاپور شهر قدیمی خوزستان (دوره ساسانی) به شمار می‌رفته است.

اكنون پنج پایه ستون و ستون سالم باقی مانده و بقایای چهار پایه ستون تخریب شده نیز در محل عبور آب دیده می‌شود.

در منتهی‌الیه غربی پل، ورودی شیبداری به سمت جاده قدیم تعبیه شده است و مسافران از طریق عبور از این پل امکان عبور از رودخانه و دره آن را پیدا می‌کردند.

در منتهی‌الیه شرقی و در کنار طاق چشمه سالم، دو طاق نمای کوچگ به صورت L در کنار هم قرار گرفته و مسیر به گونه‌ای است که مسافران با استفاده از سطح شیبدار و برگشت آن از روی قوس اول به سمت پايین حرکت کرده و از زیر قوس دوم از پل خارج می‌شدند.

پل قافلانکوه

مسافرانی که از زنجان به میانه سفر می‌کنند در مسیر خود و در 20 کیلومتری جنوب شرقی شهر میانه با چشم‌انداز پلی بسیار زیبا روی رود قزل اوزن روبه‌رو خواهند شد که حدود 600 سال پیش و در دوران پیش از صفویان و مقارن با عصر تیموری ساخته شده است.

البته برخی از باستان شناسان، شالوده اولیه این پل را هم مربوط به دوران ساسانیان می‌دانند.

این پل دارای یک دهانه بزرگ و دو دهانه جانبی کوچک در طرفین است.

در طول تاریخ مسافران و جهانگردان بسیاری از این مسیر عبور کرده و به توصیف این پل زیبا پرداخته‌اند. یکی از مشهور‌ترین این افراد مادام دیولافواست که در دوره قاجاریه به ایران سفر کرد و کل مشاهدات سفر خود به ایران و عراق را در قالب سفرنامه‌ای زیبا به نگارش درآورد.

پروفسور پوپ در كتاب بررسی هنرهای ايران، تاريخ بناي پل را اواخر قرن ‌١٥ ميلادی (قرن 10 هجری) دانسته و نام معمار آن را حاج عباس بن الحاج محمد بن العباس قزويني‌ و نام حاكم وقت را محمد روان بن عثمان القزويني نوشته است.

نکته تاسف‌بار در مورد این پل، تخریب عمدی آن به وسیله مواد منفجره در زمان حکومت پهلوی و توسط خرابکاران و متمردان محلی است که موجب شد بخش میانی این پل کاملا آسیب‌دیده و از بین برود، این پل به اندازه‌ای سالم و استوار باقی مانده است که اگر این اتفاق روی نمی‌داد، هنوز قابل استفاده بود. این موضوع سبب شد اهالی محل، این پل را با نام پل شکسته نیز خطاب کنند.

پل چالان چولان

پل چالان چولان در دشت سیلاخور در مسیر جاده قدیمی بروجرد به خوزستان و اصفهان روی رودخانه سزار در روستای گاراژ احداث شده است.

‌این پل در زمان صفوی و روی شالوده پلی از زمان ساسانی ساخته شده و ‌طول این پل 120 متر است كه دارای شش طاق چشمه آجری است كه پایه‌های آن تا ارتفاع یك متری از سنگ و بدنه از آجر ساخته شده است.

اكنون این پل دارای شرايط مناسبی است. نکته قابل توجه تغییر نكردن عرض رودخانه است که هنوز آب از زیر تمام طاق چشمه‌های آن عبور می‌کند.

در دو طرف گذرگاه این پل دو دیواره آجری به ارتفاع 90 سانتی‌متر براي امنیت و ممانعت از سقوط عابران از روی پل ایجاد شده است.

روی گذرگاه پل، جان پناه آجری در طرفین مسیر ایجاد شده که در بالا به شکل مثلثی و شیروانی ساخته شده است.

تا چندی پیش عبور و مرور خودروها از روی این پل انجام می‌گرفت که امروزه با ساختن پلی جدید در کنار آن، مسیر حرکت ماشین‌ها تغییر كرده است. در پایه‌های پل و قسمتی که با آب تماس دارد، زائده‌های مثلثی شکلی ایجاد شده است که جریان عبور آب را تسهیل می‌کند.

پل تاریخی چالان چولان در زلزله فروردین 85 خسارت دید كه اكنون این بخش‌ها مرمت شده است.

پل لاتیدان

برای دیدن طویل‌ترین پل ایران باید به جنوب ایران و استان هرمزگان سفر کنید.

در 50 کیلومتری غرب بندرعباس روی رود «کول» پلی بسیار بلند و طویل به طول 800 متر ساخته شده است که برای تجسم اندازه آن کافی است بدانید طول پل لاتیدان چیزی حدود سه برابر سی و سه پل اصفهان است.

متاسفانه امروزه بخش‌های زیادی از این پل تخریب شده و تنها 270 متر از سمت غرب و 150 متر از سمت شرقی این پل پا برجاست و 380 متر از بخش‌های میانی پل در طول زمان و به دلیل شدت سیلاب‌های فصلی این رود از بین رفته است و اگر برای مرمت و بازسازی آن اقدامی اساسی صورت نگیرد، شاید فرزندانمان فرصت دیدن این یادگار با شکوه را نداشته باشند.

عرض پل لاتیدان به دلیل طولانی بودن آن در بخش‌های مختلف متغیر است. یکی از اصلی‌ترین دلایل تخریب قسمت میانی پل، نبود امکان ساخت پی و شالوده محکم برای آن به دلیل شدت جریان آب رود است.

مصالح به کار رفته در ساخت این پل سنگ‌های تراش نخورده و ناهمگون است که توسط ملاط به یکدیگر متصل شده‌اند.

پل کهنه کرمانشاه

پل کهنه کرمانشاه در شرق کرمانشاه کنونی روی رودخانه قره‌سو قرار دارد.

این پل از روزگار کهن نقشی مهم در ارتباط میان ایران و بین‌النهرین و عراق امروزی داشته و تقریبا بیشتر کاروان‌هايی که به قصد شهرهای کربلا، نجف، کاظمین، سامرا و سایر شهرهای عراق از ایران سفر می‌کردند، ناگزیر به عبور از این پل بودند.

امروزه بعد از گذشت صدها سال از ساخت این پل هنوز به اندازه‌ای قدرتمند باقی​مانده که از آن برای عبور و مرور خودروها و کامیون‌های حمل آجر که محصولات کوره‌های آجرپزی اطراف پل را به سایر نقاط حمل می‌کنند، استفاده می‌شود.

تاریخ ساخت پل مربوط به دوره صفوی است البته در کتاب معماری ایران یوسف کیانی این پل را ساسانی ـ سلجوقی معرفی كرده و همچنین در کتاب پل‌های قدیمی ایران (تحقیق و تألیف: محمد علی مخلص‌، سازمان میراث فرهنگی) آمده است: «بنیان اولیه ساسانی، تعمیر سلجوقی و بازسازی کامل در دوره صفویه.» این پل، شش طاق دهانه دارد و عرض معبر آن حدود هفت متر است. طول فعلی پل تقریبا 149متر و اكنون روی پل آسفالته است.

پل خواجو

اين پل در انتهاى خيابان كمال اسماعيل اصفهانى و انتهاى جنوبى خيابان خواجو واقع شده است.

پل خواجو در سمت شرقی 33 پل در دوره صفویه به سال 1060 هجری و همزمان با حکومت شاه عباس روی بقایای پلی که در دوره تیموری و با نام حسن بیک ساخته شده بود بنا شد.

در طول تاریخ پل خواجو با نام‌های بسیاری مانند بابا‌رکن‌الدین، پل حسن‌آباد، پل شیراز و پل شاهی شناخته شده است.

این پل کاربری دومنظوره داشته و می‌توانست در صورت نیاز به عنوان سد نیز عمل کند براساس روایات تاریخی و آثار باقیمانده هرگاه که شاه تصمیم می‌گرفت با بستن دریچه‌های زیر گذر پل، اين سازه به مانند سد عمل کرده و سطح آب در جلوی دریچه‌ها بالا می‌آمد و فضايی شبیه دریاچه در برابر آن ایجاد می‌شد.

شاه‌ عباس دستور داده بود در میانه پل کوشکی کوچک برای خود و خانواده‌اش بسازند که در هنگام مراسم و جشن‌ها و برنامه‌های تفریحی که در زاینده‌رود انجام می‌شد در این اتاق‌ها اقامت كند.

این فضا هنوز پابرجاست و دارای تزئینات بسیار زیبايی است. پل خواجو 150 متر طول و 14 متر عرض دارد که بر این اساس می‌توان آن را یکی از پل‌های طویل کشور ایران قلمداد کرد.

پل گاومیشان سند

این پل روی رود سیمره، پس از تلاقی رود کشکان و در جاده دره شهر، بعد از روستای بابا خوارزم قرار گرفته است.

اكنون تمام رود سیمره از بستر میان دو پایه پل عبور می‌كند كه تاق آن نیز شكسته است. سایر چشمه‌های پل سالم مانده‌اند.

بستر رود سیمره هشت متر پایین‌تر از كف چشمه‌های پل قرار دارد كه طی چند قرن به وجود آمده است.

نزدیك به 200 سال پیش، این پل را والی پشتكوه مرمت كرده بود. طول این پل 168 متر و عرض گذرگاه آن هشت متر بوده است.

اكنون شش چشمه نسبتا سالم از پل گاومیشان باقیمانده است. بزرگ‌ترین چشمه طاق این پل حدود 32.7 متر عرض دارد و در ساخت این بنا از مصالح قلوه سنگ، آجر، بلوک‌های سنگی و ملاط گچ نیم‌کوب استفاده شده است.

این بنا در دوره‌های صفوی و قاجار مورد مرمت و استفاده قرار گرفته است. در قسمت جنوب پل اتاق‌ها و فضاهای طاقداری تعبیه شده بود که گذرگاه پل از روی آن عبور می‌كرد. مقطع پایه ستون‌های پل؛ بیضی است که این نوع طراحی براي تسهیل در عبور جریان آب است.

نکته هوشمندانه در ساخت این پل، استقرار پایه‌ها روی بستر صخره‌ای طرفین رودخانه است که تماس این پایه‌ها را با فشار آب و رطوبت ناشی از آن به حداقل رسانده است.

علاوه بر موارد ذکر شده، در زیر گذرگاه پل، یک فضای مسقف با قوس و طاق‌هایی طراحی شده به وجود آمده است.

سرهنری راولینسون در سفرنامه خود می‌نویسد: «پلی كه هم‌اكنون روی سیمره (دره شهر فعلی) قرار دارد یكی ازمهمترين پل‌های ایران است و آن را حسین خان بزرگ، والی معروف ایلام و لرستان به سال ۱۰۰۸ هجري قمري تعمیر كرده و طول آن ۱۶۸ گام است.»

پل كشكان

این پل روی کشکان رود در جاده خرم‌آباد ـ کوهدشت و 40 کیلومتری کوهدشت در روستای پاپل، قرار گرفته است. در متون تاریخی از آن به عنوان كژكی یاد شده است.

دره كشكان از دیر باز شاهد حضور و زندگی انسان‌ها بوده است.

به همین دلیل بیش از چهار پل روی این دره و به فاصله كمتر از 500 متر ساخته شده كه خود گویای اهمیت این گذرگاه تاریخی است.

این پل دارای 12 چشمه بزرگ و یک چشمه کوچک در منتهی‌الیه غربی پل است.

پایه ستون‌ها از سنگ‌تراش‌خورده و بدنه از لاشه سنگ و ملاط گچ، آهک و ساروج ساخته شده و در منتهی‌الیه قوس‌ها از آجر استفاده شده است.

قطر پایه‌ها بسیار زیاد بوده و در حد فاصل میان پایه‌ها و قوس چشمه‌ها، حجره‌های مسقفی ایجاد شده است. در این پایه‌ها از مقطع بیضی براي سهولت در عبور آب استفاده شده است.

روی پایه ستون‌های پل، حفره‌هایی براي دفع رطوبت تعبیه شده است. روی گذرگاه پل نیز سوراخ‌هایی به سمت بیرون دیده می‌شود که رطوبت و آب‌های ناشی از نزولات جوی را به خارج از پل هدایت می‌کند.

نکته قابل توجه این است که اكنون آب رودخانه تنها از میان دو چشمه پل عبور می‌کند و با توجه به طول زیاد پل نمی‌توان استنباط کرد حتی در زمان ساخت، کل پایه‌ها در آب قرار داشته و احتمالا پل، گذرگاه عبور از رود و دره کوچک محل عبور رود محسوب می‌شده است.

امروزه بخش‌های زیادی از پل تخریب شده که بیشتر شامل فرو ریختن طاق چشمه‌ها و قوس آنهاست. طول پل 285 متر است که با احتساب دنباله‌های آن 340 متر می‌شود.

امروزه از دروازه طاق پل تنها سه دهنه آن تخریب شده و بقیه هنوز سالم است. برخی از پایه‌های پل با سنگ‌های بزرگ و حجاری شده ساخته شده و ارتفاع آن از سطح رودخانه 30 متر است.

سی و سه پل

سي و سه پل مشهور‌ترین پل ایران و ویترین گردشگری در اصفهان است؛ نامی که تقریبا برای بیشتر گردشگران خارجی هم آشناست.

این پل زیبا و تاریخی با نام‌های پل الله‌وردی‌خان، پل چهار باغ، پل سی و سه چشمه و پل جلفا نیز شناخته می‌شود و از یادگارهای عصر صفوی و ساخته شده در زمان سلطنت شاه عباس است.

دلیل هر یک از این نام‌ها به مناسبت خاصی است برای نمونه الله‌وردی‌خان نام سازنده و جلفا نام محله‌ای معروف در نزدیکی این پل است.

این پل حدود 300 متر طول و 14 متر عرض دارد و روی زاینده‌رود به همراه 33 چشمه آب بنا شده که البته براساس مستندات باقی مانده در ابتدا چهل چشمه داشته است.

شرح زیبايی این پل در بسیاری از سفرنامه‌های مسافران خارجی که در طول تاریخ به اصفهان سفر کرده‌اند، ذکر شده است. برای نمونه سر پرسی ساکس این پل را زیباترین پل تمام دنیا می‌داند و دیدن آن را به همه جهانگردان توصیه می‌کند.

سي و سه پل دارای دو طبقه مجزاست و در طرفین آن پیاده‌روهايي براي عبور و مرور ساخته شده و در میانه آن عرض کافی برای حرکت سواران و ارابه‌ها تعبیه شده است.

روایت است شاه عباس علاقه خاصی به این پل داشته و بسیاری از جشن‌ها و مناسبت‌ها را در آن برگزار می‌کرده است.

از مهم‌ترین این جشن‌ها، جشن آبریزگان بوده که در سیزدهمین روز تیر هر سال برگزار مي‌شده و مردم در این روز به جشن و شادی پرداخته و روی هم آب می‌پاشیدند. 

جام جم


50 عکس برگزیده کوهنوردی در سال 2012

50 عکس برگزیده، کوهنوردی در سال 2012 به انتخاب مجله فرهنگی، طبیعتگردی و ماجراجویی  National Geographic و مجله تخصصی کوهنوردی و سنگنوردی Rock and Ice میباشد.

کوهنوردی جز دسته ورزشهای ماجراجویانه قرار می گیرد و پیوندی ناگسستنی با طبیعت دارد. آنچه می بینید تلاش های ابر زنان و مردان با روحی کاوشگر در کشف ناشناخته هاست. ثبت تصاویر زیبا از طبیعت و کوچکی انسانها نسبت به محیط خود ترکیبی شگفت انگیز ایجاد کرده است.

 50 عکس برتر، کوهنوردی در سال 2012 به انتخاب National Geographic و Rock Ice

National Geographic

Rock and Ice

 

مترجم:مازیار نیک بخش منبع: سایت کوهنوردان زرتشتی ایران | www.kziran.com
ادامه نوشته

برنامه سه روزه کویر

سلام به تمام همنوردان سیالانی!

روز شنبه 23 دی تعطیل رسمی است به همین منظور قصد داریم طی یک برنامه سه روزه به دیدن کویر خارا، یکی از زیباترین کویرهای ایران برویم. این برنامه در روزهای پنجشنبه، جمعه و شنبه (21، 22 و 23 دی ماه) در استان زیبای اصفهان اجرا خواهد شد. برای اطلاع از جزئیات بیشتر در مورد برنامه یا اعلام حضور با شماره همراه : 09128067561 تماس بگیرید. (در زیر عکسهایی از این منطقه را  مشاهده میکنید.)



کوه‌نورد جوان در دام بهمن!

مجتبی قناعت‌شعار کوهنورد و عضو گروه پژواک رشت
روز جمعه ۸ دی ماه ۱۳۹۱ در جریان صعود به ارتفاعات ماسوله (لاسه سر ۲۶۰۰ متر) گرفتار بهمن شده است.
گروهی از کوهنوردان استان گیلان و نیروهای هلال احمر از ساعاتی بعد از حادثه جست‌وجو را آغاز کرده اند اما تا این لحظه خبری از او به دست نیامده است.
با امید سلامتی برای مجتبی

aramkuh.blogfa.com

منتخب عکسهای طبیعت 2012


برای دیدن عکسها به ادامه مطلب مراجعه نمایید.


ادامه نوشته

10‌ گونه جاندار ايراني

سفر براي ديدن حيوانات اتفاق تازه‌اي نيست. نگاهي به پيشينه تورهاي پرنده‌نگري در جهان گواه اين مورد است. هرچند موضوع تازه‌اي نسبت به انواع ديگر گردشگري دارد، اما هنوز كه هنوز است دلبستگان زيادي در ميان گردشگران دارد. ايران هم به دليل جغرافياي خود مامن بسياري از گونه‌هاي جانوري بوده و هست.

هر چند اين عصر، روزهاي سياهي براي اين گونه‌ها در ايران است و سرعت انقراض آنها بسيار زياد شده و شهرنشيني انسان‌ها را وادار به ورود به محيط زندگي اين جانوران كرده است، اما هنوز هستند افرادي كه چمدان سفر را به دليل ديدن اين حيوانات مي‌بندند.

در اين شماره سعي كرديم ده گونه جانوري را معرفي كنيم كه مي‌توان در ايران آنها را ديد.

گلخورك‌ در‌ جنگل‌هاي‌حرا

در ميان درختان بر آب نشسته حرا، ماهي منحصر به فردي زندگي مي‌كند كه گرچه نام ماهي را به دوش مي‌كشد، اما بر اثر سازگاري با محيط زيستش، بيشتر شبيه دوزيستاني چون قورباغه و وزغ شده است.

اين ماهي درشت چشم بيشتر اوقات خود را خارج از آب مي‌گذراند و مي‌تواند روي بستر گلي بخزد، بجهد يا بسرعت در حفره‌هاي گِلي خود را پنهان كند.

اين ماهي حتي روي ريشه‌هاي درخت مانگرو نيز ديده مي‌شود. معمولا هنگام فرونشيني آب (جزر)، راحت‌تر مي‌توان اين ماهي شگفت‌انگيز را پيدا كرد و ديد. گلخورك‌ها موجودات سريعي هستند كه روي كفه‌هاي گلي عريان هنگام جزر اغلب در حال جابه‌جايي و حركت ديده مي‌شوند.

حركات آنها در واقع به وسيله باله‌هاي سينه همراه با جهش يا جست و خيز است. گلخورك‌ها برخلاف ساير ماهي‌ها به جاي آبشش، توسط كيسه‌هاي مشبك هوا كه در حفره دهانشان است تنفس مي‌كنند. جنگل‌هاي حراي قشم، محل زندگي اين‌گونه حيوان است.

تمساح پوزه كوتاه

كروكوديل‌ها، خزندگان ارزشمندي هستند كه نقش مهمي در تعادل محيط زيست بازي مي‌كنند.

تنها يك گونه به نام تمساح پوزه كوتاه ايراني در جنوب شرقي ايران، در منطقه بلوچستان زندگي مي‌كند.

اين تمساح تالابي بين مردم بومي به نام «گاندو» شناخته مي‌شود.

به همين دليل سازمان حفاظت محيط زيست، محل زندگي يگانه تمساح ايراني را «منطقه حفاظت شده گاندو» نامگذاري كرده و مديريت مي‌كند.

 وسعت اين منطقه حدود 465 هكتار است. جالب است بدانيد گاندوها تنها خزنده ايراني هستند كه از تخم‌ها سپس نوزادان خود بيشترين مراقبت را انجام داده و به آنها در خروج از تخم و زنده ماندن كمك مي‌رسانند.

براي مشاهده گاندو، بهتر است با هماهنگي اداره حفاظت محيط زيست و تحت نظارت و حضور محيط‌بانان به مراكزي كه اين خزنده زيبا در آنجا حفاظت مي‌شوند، وارد شويد.

فلامينگو

فلامينگو يكي از پرندگان حفاظت شده در ايران است كه به جهت نقشي كه در چرخه زيستي دارد (از پلانكتون‌ها تغذيه مي‌كند و فيلتركننده است) بايد جزو گونه‌هاي حفاظت شده باقي بماند.

طول بدن فلامينگوها از 127 تا 140 سانتي‌متر و رنگ بدنشان سفيد با پوش پرهاي سرخ روي بال‌ها و شاه‌پرهاي سياه است.

منقار اين پرنده زيبا بلند، خميده، صورتي و با انتهايي مشكي است. پاهاي بلند و سرخ فلامينگوها يكي از وجوه تمايز اين پرنده محسوب مي‌شود.

فلامينگوها از مهاجران زمستاني جنگل‌هاي حرا در محدوده جزيره قشم محسوب مي‌شوند، اما اين پرنده آبزي در جزيره قشم توليد مثل ندارد و تنها براي استراحت به جزاير شني مي‌آيد.

جوجه‌آوري اين گونه در اروميه، فارس و خوزستان صورت مي‌گيرد. تالاب ميفان اراك هم يكي از مقصدهاي اين پرنده زيبا در ايران است.

آهوي ايراني

اگر در اين فصل سفري به جزيره كيش داشته باشيد، امكان مشاهده آهوي زيباي ايراني را كه در سطح جزيره آزادانه در حال زيست است، از فاصله نزديك خواهيد داشت.

سال 1363 تعداد 30 راس آهو براي حمايت و تكثير با همكاري سازمان حفاظت محيط زيست از جزيره خارك به جزيره كيش منتقل شدند.

نسل اين نوع آهو كه در بخش‌هايي از آسياي مركزي (قسمت‌هايي از ايران، جنوب غربي پاكستان و صحراي گبي) پراكنده است، به علت شكار بي‌رويه در معرض خطر انقراض بوده و در فهرست قرمز سازمان IUCN قرار دارد.

متاسفانه يكي از مشكلات موجود درخصوص آزاد گشتن آهوها در سطح جزيره، ورود آنها به جاده و تصادف با ماشين‌هاست؛ كه مهم‌ترين عامل مرگ و ميرشان محسوب مي‌شود. مشاهده آهوي ايراني گرچه براي مردم بومي به امري عادي بدل شده، اما هنوز گردشگران را به وجد مي‌آورد.

شوكا؛ گوزن مينياتوري ايران

شوكاها گرچه در دسته‌بندي گوزن‌ها قرار مي‌گيرند، اما به سبب داشتن جثه‌اي به مراتب كوچك تر از مرال(تقريبا به اندازه آهو)، به گوزن مينياتوري معروف شده‌اند.

تفاوت ديگر شوكاها با ساير گوزن‌ها در بلندتر بودن پاها نسبت به دست‌هاست كه آنها را كمي قوزدار نشان مي‌دهد.

اين جاندار مي‌تواند در تمام مناطق جنگلي خزري، جنگل‌هاي ارسباران در آذربايجان شرقي و همچنين جنگل‌هاي بلوط مناطق جوانمردرود و اورامانات غرب كشور مشاهده كرد.

شوكاها در بهار و تابستان به صورت انفرادي زندگي مي‌كنند، اما در زمستان گاهي به صورت زوج يا دسته‌هاي كوچك نيز مشاهده شده‌اند. حس بويايي، شنوايي و بينايي در اين‌گونه جانوري بسيار قوي است. آنها همچنين به‌خوبي شنا مي‌كنند.

جالب است بدانيد برخلاف ساير سم‌داران كه هنگام نوشيدن آب لب‌ها را روي آب قرار مي‌دهند، شوكا آب را مانند سگ و به وسيله زبان مي‌نوشد.

آگاماي دم‌تيغي

اگر به گردشگري در كوير و پرداختن به ويژگي‌هاي خاص اين نوع از گردشگري علاقه‌منديد، تماشاي آگاماي دم‌تيغي ايراني را از دست ندهيد.

اين جاندار با داشتن حلقه‌هاي فلسي خاردار در پشت و دم خود و همچنين بدني با رنگ‌آميزي خاص، يكي از جاذبه‌هاي كوير لوت است.

آگاماي دم‌تيغي گياهخوار است و همواره در طول روز كنار بوته‌هاي گياهان مورد علاقه‌اش وقت مي‌گذراند. خانه‌اش را نيز معمولا روي تپه‌هاي شني و كپه‌هاي ماسه‌اي نزديك اين گياهان مي‌سازد.

اين جاندار در سطح جهاني تنها در ايران، افغانستان و پاكستان پراكندگي دارد.

دلفين‌هاي خليج فارس

آب‌هاي گرم جنوبي كشور سرشار از زيبايي‌ها و جاذبه‌هاي گردشگري است.

يكي ديگر از زيبايي‌هاي طبيعي كه محيط خليج فارس و درياي عمان را دلپذيرتر كرده است، حضور گاه و بي‌گاه دلفين‌ها بويژه در آب‌هاي پيرامون جزاير است.

اين دلفين‌ها عموما به صورت دسته‌جمعي در آب‌هاي جزاير خصوصا كنار كولني‌هاي مرجاني كه يكي از منابع مهم تغذيه‌اي آنها محسوب مي‌شوند، ديده مي‌شوند.

جالب است بدانيد تاكنون حضور انواع مختلفي از دلفين‌ها در آب‌هاي جنوبي ايران گزارش شده است؛ دلفين معمولي پوزه بلند، فريزر، خالدار، نواري، چرخنده، بيني بطري، ريسو و گوژپشت از جمله اين گونه‌هاست.

لاك‌پشت پوزه عقابي

اين لاك پشت در دوسوي خط استوا تا مناطق نيمه گرمسيري دورتادور كره زمين پراكنده است.

لاك پشت پوزه عقابي در آخرين طبقه‌بندي اتحاديه جهاني حفاظت (IUCN) در طبقه بحراني (بشدت در حال انقراض) قرار گرفت.

خوشبختانه طي چند سال اخير در روستاي شيب دراز جزيره قشم به همت مردم بومي و كمك مسئولان، حفظ و حراست از اين گونه صورت مي‌گيرد تا جايي كه اين كار خود تبديل به جاذبه گردشگري شده است.

فصل تخمگذاري اين جاندار از اواسط اسفند تا پايان خرداد است.

پس از دو ماه تخم‌ها سر از خاك بر مي‌آورند و به طرف نور مهتاب كه در دريا منعكس است، حركت مي‌كنند. از شاهكارهاي خلقت اين است كه بچه لاك‌پشت‌هايي كه در اين محل سر از تخم بر مي‌آورند، پس از 40 سال كه بالغ مي‌شوند، براي تخمگذاري دوباره به زادگاه خود برمي‌گردند.

فوك‌خزري ‌كوچك‌ترين‌گونه فوك در‌جهان

فوك خزري ازجمله نادرترين جانوران شناخته شده روي زمين و كوچك ترين گونه فوك محسوب مي‌شود كه در صد سال گذشته بيش از 90 درصد جمعيت خود را از دست داده است و در تقسيم بندي اتحاديه بين‌المللي حفاظت از طبيعت در فهرست قرمز (در حال انقراض) قرار دارد.

اين‌گونه كه تنها در درياچه مازندران زيست مي‌كند، طي زندگي پنجاه ساله‌اش به سواحل ايران و چهار كشور حاشيه‌اي ديگر نزديك مي‌شود.

فوك خزري زمستان‌ها را كه فصل زادآوري است، روي قطعات يخي سواحل شمالي مي‌گذراند؛ اما در بهار، تابستان و پاييز عمدتا سواحل ايران را ترجيح مي‌دهد.

هما،‌مرغ سعادت

اين لاشخور زيبا كه هنگام پرواز ظاهرش بيشتر شبيه شاهيني بزرگ است، در گذشته از پرندگان بومي ايران محسوب مي‌شده است، اما امروزه فقط تعدادي از آنها را مي‌توان در پناهگاه‌هاي حيات وحش در محدوده شهرستان بافت مشاهده كرد.

اين پرنده با بال هايي دراز و زاويه دار، دمي بلند و لوزي شكل، به همراه منقار و ريشي سياه رنگ ظاهري بسيار جذاب دارد.

هما از لاشخورهاي ديگر فعال‌تر و معمولا تك زي است. آشيانه اش را برفراز كوهستان‌هاي مرتفع و دورافتاده و در آستانه غارهاي مشرف به پرتگاه مي‌سازد.

هما را مرغ استخوان‌خوار نيز مي‌نامند، چرا كه از عادات غذايي اين لاشخور، پرتاب استخوان روي سنگ‌ها، خرد كردن و سپس خوردن آنهاست.

جام جم

تغذیه مناسب برای یک برنامه کوهنوردی یک روزه سنگین

هر کوهنوردی که بصورت مستمر و جدی فعالیت می کند می داند که یک کوهنوردی سنگین یکروزه چه فشار شدیدی را بر بدن وارد می کند. برای حفظ انعطاف پذیری, توان و استقامت عضلانی شما به یک برنامه غذائی و همجنین جذب آب مناسب در قبل , حین و پس از صعودتان نیازمندید.

استفاده از نوشیدنی و مواد غذائی مناسب و هدفمند می تواند باعث حرکت سریعتر و کنترل بهتر عضلات و همچنین تمرکز ذهنی بیشتر شما در حین اجرای برنامه شود.

شب قبل از صعود

اگر شما داریدخودتون رو برای یک برنامه یک روزه کوهنوردی آماده می کنید بهتر است که شام شب قبل از برنامه تان تا حد زیادی بر پایه مواد غذائی کربوهیدرات دار مانند غلات سبوس دار,حبوبات و میوه های سرشار از مواد مغذی باشد .

این رژیم غذائی به شما کمک می کند که کلیکوژن ماهیچه هایتان که منبع اصلی سوخت و ساز در فعالیتهای شدید ورزشی است تامین شود.

حدود65درصد کالری مورد نیاز برای سوخت و ساز بدن باید از کربوهیدرات تامین شود. برخی پروتئینهای بدون چربی مانند سینه مرغ و برخی چربیهای غیر اشباع و سالم چون روغن زیتون از جمله مواد مغذی است که بهتر است در وعده شام شما باشد .

خوراکهای پیشنهادی شب قبل از صعود:

ماکارونی گندم کامل بهمراه گوشت قرمز و سس قرمز و سبزیجات

برنج قهوه ای و مرغ و سبزیجات

پوره سیب زمینی, نان سبوس دار و سبزیجات

صبحانه روز صعود

حدور یک الی دو ساعت قبل از آغاز فعالیت کوهنوردیتان صبحانه ای با حدود4000 کیلوکالری انرژی میل کنید. این صبحانه بهتر است که شامل کربوهیدراتهائی باشد که به راحتی هضم شوند و همچنین دو فنجان نوشیدنی که بهتر است قهوه باشد.

از خوردن مواد غذائی با فیبر بالا و چرب و با پروتئین زیاد اجتناب کنید چرا که این مواد خیلی سریع از سیستم گوارش خارج شده و منجر به این می شوند که شما خیلی زود در حین فعالیت نیازمند قضای حاجت شوید.

خوراکهای پیشنهادی صبحانه روز صعود:

بلغور جو دوسر بهمراه عسل و گردو و زغال اخته

کیک و آبمیوه و توت فرنگی

ماست و میوه خشک و شیرینی کشمشی

حین صعود:

هنگام صعود فعالیت شدید بدنی شما باعث می شود که ذخیره سوخت عضلات شما ته بکشد. برای جلوگیری از این امر به ازای هر ساعت فعالیت 30 تا 60 گرم کربوهیدرات با قابلیت هضم سریه را میل کنید. در انتخاب خوراکیهایتان علاوه بر ارزش غذائی  به فاکتور کم حجم بودن و قابلیت حمل و نگهداری آسان نیز توجه کنید.

یک کوهنورد نباید خودرا مثل یک زندانی از خوراکی ها و مواد مغذی محروم کند و همیشه در کوله خود به اندازه کافی خوراکی همراه داشته باشید.

خوراکهای پیشنهادی حین صعود:

معجونی از عسل و تکه های موز

میوه های خشک مثل: زردآلو,انجیر و خرما

کراکر با کره وسیب و بادام

هرنوع ماده غذائی دارای انرژی که حداقل 50درصد کالری آن از کربوهیدرات تهیه شده باشد(1 گرم کربوهیدرات 4 کالری انرژی دارد)

نوشیدنی ها

کم آبی باعث بی حالی  و همچنین بهم زدن تمرکز و تنظیم زمان می شود.با کاهش دو درصدی وزن بدن به علت کمبود آب می تواند عملکرد کوهنورد می تواند دچار مشکل شود. توصیه می شود که آب یا هر نوشیدنی مناسب دیگر را بصورت اندک اندک و مداوم بنوشید. نوشیدن 200 سی سی مایعات در هر نیم ساعت برنامه توصیه می شود که مقدار مصرف روزانه برای یک فعالیت کوهنوردی 8 ساعته چیزی بالغ بر 3 لیتر می شود.

در مواقعی که هوا گرم است و تعرق زیاد انجام می شود نوشیدنی خود را با  قدری نمک خوراکی حل کنید .

بعد از صعود

بعد از پایان فعالیت سنگین روزانه بدنتان آماده می شود که فرآیند ریکاوری خود را اغاز کند.

وعده غذائی مناسب برای ریکاوری باید ترکیبی باشد از کربوهیدراتهای قوی و پروتئین به نسبت 3به 1. کربوهیدرات و پروتئین به اتفاق قادر خواهند بود که منابع صرف شده انرژی را دوباره پرنموده و بافتهای عضلانی خسته و فرسوده را ترمیم کنند.

مصرف حدود نیم گرم کربوهیدرات با ازای هر پوند(450 گرم) وزن بدن و 20 تا 25 گرم پروتئین بعد از یک صعود توصیه می شود. همچنین نوشیدن حد اقل 2 لیوان آب یا برخی نوشیدنی های مناسب مثل شیر نارگیل یا شیر توصیه می شود.

خوراکهای پیشنهادی پس از صعود:

ساندویچ  تخم مرغ  بهمراه سس و سالاد میوه

ترکیب جادوئی:شیر-ماست-عسل و میوه

خوراک گوشت و لوبیا و نان سبوس دار

منبع: climbing.com

روزهای برفی تالاب چغاخور

 تا چشم کار می کند،زیبایی های زمستان سطر به سطر کنار هم قرار گرفته اند تا جهانی چشم گیر را به چشم های بشر هدیه کنند.

درست شبیه پرندگان مهاجر به دشت زده بودیم و در غروب زمستانی شتاب می کردیم به هرچه نور و روشنایی خورشید است،برسیم.

به تالابی در افتاده بودیم که پایانش مشخص بود،اما پایان این تالاب ، کناره ای از زیبایی بود که خواب زمستانی آن را زیباتر می کرد.

تالاب سپید پوش چغاخور ،چونان تور لباس عروس، بر قامت بلند بخت کوه، پدیده آمده بود و تالاب در زمستان مانند لباسی پر از ستاره نمایان می شد.

به تالاب که رسیدیم، هوای سرد به استقبال مان آمده بود، اما رنگ های تالابی امان از چشم های ما گرفته بود.

تالاب چغاخور چهارمحال وبختیاری در زمستان سرودی از زیبایی سر داده است، چرا که در هیبت خویش،شاهکار دیگری از دست توانای نقاش طبیعت را به نمایش گذارده است.

تالاب های چهارمحال و بختیاری از جاذبه های با ارزش طبیعی این سرزمین به شمار می آیند و واجد اهمیت گردشگاهی قابل توجهی برای مردم است.

ویژگی بارز و مهم تالاب های چهارمحال وبختیاری نسبت به سایر تالاب های ایران قرار گرفتن آنها در ارتفاع بیش از دو هزار متری است.

وجود آب بندها، باتلاق ها و تالاب های طبیعی در این منطقه سبب شده است تا هر ساله هزاران پرنده بومی و مهاجر در این زیستگاه ها به طور دایم و موقت زندگی کنند و تابلوی زیبایی برای مسافران این استان را ترسیم کنند.

تالاب چغاخور با مساحتی حدود یک هزار و 500 هکتار یکی از زیباترین و بزرگترین تالابهای کشور است که رشته کوه کلار با قله سه هزار و 800 متری از سمت جنوب غربی مشرف بر آن است.

تالاب های چهارمحال وبختیاری در زمره تالابهای بین المللی کشور قرار دارند و در این تالابها، آبزیانی همچون سس ماهیان، سفید کولی، ماهی پوزه دار، کپور ماهیان، سیاه ماهیان، ماهی نادر گورخری، آزاد ماهیان و ماهی لوچ سیبلک دار زیست می کنند.

تالاب چغاخور یکی از مناطق ارزشمند زادآوری پرندگان آبزی به خصوص اردکهای سرسبز و سرحنایی و محل توفقگاه تابستانی و زمستانی برخی از پرندگان مهاجر است.

تالاب بین المللی چغاخور در 25 کیلومتری بروجن قرار دارد و مساحت حوزه تالابی آن حدود 11 هزار و 500 هکتار است .

رشته کوه کلار مشرف بر تالاب با ارتفاع سه هزار و 830 متر از سطح دریا از دیگر جاذبه های این منطقه است که هر ساله پذیرای گردشگران زیادی از سراسر کشور است.

مرغزار وسیع تالاب چغاخور در زمستان مانند یک لباس سپید بسیار زیباست و در سالهای خشکسالی 300 هکتار از وسعت تالاب سر از آب بیرون می آورد و پوشیده از علوفه می شود.

تالاب چغاخور، آب وهوایی معتدل و زمستان های سرد دارد و از نقاط ییلاقی چهارمحال و بختیاری محسوب می شود که آب تالاب بیشتر از طریق نزولات جوی و چشمه سارهای حاشیه کوه کلار تامین می شود.

پوشش گیاهی تالاب را گونه ها ی حاشیه ای، نم پسند، شناور و غوطه ور تشکیل می دهند که از آن جمله بید، مرغ جگن، پتامژتون، پلی گونیوم است.

مساحت منطقه شکار ممنوع تالاب دو هزار و 500 هکتار است که پنج محیط بان در این منطقه از فعالیت غیرمجاز صیادان و شکارچیان جلوگیری می کنند.

چهارمحال وبختیاری با دارا بودن چشم اندازهای زیبای کوهستانی، تالابی، دشتی، جنگلی و رودخانه ها از محیط طبیعی مناسبی برای توسعه صنعت گردشگری زمستانی برخوردار است.

ایرنا

زیباترین تصاویر فضایی 2012 به انتخاب «اسپیس»

سایت اسپیس در آستانه آغاز سال جدید میلادی، گلچینی از بهترین تصاویر فضایی منتشر شده در سال 2012 میلادی را انتخاب کرده است.

به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، تلسکوپ های فضایی، رصدخانه های سراسر دنیا و ماهواره های فضایی، هزاران تصویر از زیبایی کهکشان‌های دوردست و عظمت کائنات تهیه کرده‌اند.

تصویر مرمر آبی ناسا از زیبایی های سیاره زمین

تصویر قمرهای رئا و تیتان در تصویر جدید کاسینی

نمای زیبا از یک میلیارد ستاره کهکشان راه شیری

عبور دیدنی ناهید از مقابل چهره خورشید

عبور همزمان تلسکوپ هابل و ناهید از مقابل خورشید

گرفتار شدن کهکشان بیضوی در مارپیچ داخلی

توفان عظیم در قطب شمال زحل

نمای حیرت انگیز از سحابی جبار

نمای زیبا از ابر مولکولی سحابی جبار

تصویر دهانه برخوردی عظیم بر سطح ماه

حباب های مملو از ستارگان درخشان

حرکت توده گرد و غبار بر سطح مریخ

عبور سیارک عظیم 2012LZ1‌ از کنار زمین

نقشه جدید از قمر آتشفشانی یو (IO) مشتری

تصویر زیبا از خورشید گرفتگی ناقص 2012

انتقال شاتل فضایی دیسکاوری بر پشت هواپیما

اتصال نخستین کپسول باری خصوصی به ISS

پرتاب فضاپیمای سرنشین دار شنژو 9 چین به فضا

لحظه فرود مریخ نورد ناسا بر سطح سیاره سرخ

نخستین تصویر تمام رنگی از سطح سیاره مریخ

پرش مافوق صوت از ارتفاع 39 کیلومتری بالای زمین

پرتره تمام قد از مریخ نورد کنجکاوی ناسا بر سطح مریخ

‏افت دمای بدن وسرمازدگی در کوهستان

تعاریف
افت دمای بدن (Hypotermi) و سرمازدگی (Frosbite) از خطراتی هستند که در ورزش های زمستانی و حضور در کوهستان وجود دارد، این دو خطر روی یکدیگر تاثیر مستقیم دارند.

هایپوترمی یا افت دمای بدن (Hypotermi)
هایپوترمی (افت دمای بدن) در لغت به معنی درجه حرارت پائین است و به وضعیتی گفته می شود که دمای مرکزی بدن فرد از حد خاصی (۳۵ درجه سانتیگراد) کمتر باشد. منظور از دمای مرکزی، دمای داخل دهان یا معقد است، چون ممکن است دمای دست یا پا حتی خیلی کمتر از این حد باشد، ولی فرد دچار هایپوترمی نشده باشد.

هایپوترمی (افت دمای بدن) یکی از علل مهم مرگ و میر افرادی است که در زمستان و یا در محیط سر فعالیت می کنند، یا احیانا” به اجبار اقامت می کنند. همچنین ممکن است فرد در محیط خیلی سردی قرار نداشته باشد ولی به علت مشکلات دیگر، بدن وی توانایی تولید حرارت لازم را نداشته باشد. مثل: (سکته مغزی، بیماری تیروئید، کم آبی، ارتفاع زدگی، سود تغزیه،خستگی شدید، کم خوابی و…) و در نتیجه دچار هایپوترمی شود.

هایپوترمی (افت دمای بدن) می تواند به صورت حاد رخ دهد. به عنوان مثال می توان از موارد زیر نام برد: (مدفون شدن زیر بهمن، سقوط در آب یخ زده و سرد، قرار گرفتن در معرض هوای سرد و پر باد بدون لباس مناسب) در این وضعیت بیمار ظرف مدت چند دقیقه در صورت عدم امداد مناسب به نقطه بحرانی رسیده و به سوی مرگ می رود. در سایر وضعیت ها معمولا” از شروع ایجاد مشکل تا رسیدن به وضعیت خطرناک چند ساعت و حتی چند روز طول می کشد، به این حالت هایپوترمی عمومی مزمن (تحت حاد) گفته می شود.

تذکر: سرما، رطوبت، باد و خستگی از عوامل بسیار مهم در بروز هایپوترمی (افت دمای بدن) هستند.
در هر درجه حرارتی در صورت وزش باد سرما افزایش قابل توجهی دارد.برای مثال: در دمای منهای ۱۰ درجه سانتیگراد و با سرعت باد معادل ۳۰ کیلومتر در ساعت، دمای واقعی تا حد منهای ۲۰ درجه سانتی گراد می رسد.

از نظر علایم بیماری، هایپوترمی (Hypotermi) به ۳ دسته تقسیم می شود:
۱- هایپوترمی خفیف تا متوسط: در این وضعیت دمای مرکزی بدن فرد بین ۳۲ تا ۳۵ درجه سانتیگراد قرار دارد، فرد احساس سرما می کند، لرز دارد و موها سیخ شده اند، کم کم حرکات
عضلانی مختل می شوند، فرد دچار حالت ضعف و بی حالی و عدم توانایی در همراهی دیگران است، کمتر حرف می زند و نسبت به اطراف بی تفاوت می شود. صحبت کردن فرد مختل شده و حالت بریده بریده پیدا می کند و نمی تواند کلمات را مفهوم بیان کند، اختلال تعادلی هم بوجود می آید، قضاوت صحیح از محیط اطراف ندارد و ممکن است رفتارهای ناهنجار نیز داشته باشد، علیرغم شرایط نامناسب، فرد تمایل به نشستن و خوابیدن پیدا می کند و دچار فراموشی می گردد، در هر فردی ممکن است بعضی از این علائم یا همه آنها دیده شوند. تا این مرحله وضعیت چندان خطرناک نیست و با اقدام مناسب فرد نجات پیدا می کند.

۲- هایپوترمی متوسط تا شدید: دمای بدن فرد بین ۳۲ تا ۲۶ درجه قرار دارد. البته هر چه حرارت بدن فرد کمتر باشد وضعیت وخیم تر است و علائم شدیدتر هستند، لرز از بین می رود. هوشیاری فرد کاهش می یابد و از گیجی تا کمای عمیق متغیر است، پوست بدن سرد، متورم و کبود رنگ است. عضلات بدن به تدریج و با پیشرفت بیماری سفت و سخت می شود، نبض ضعیف شده و ضربان قلب و تنفس کاهش یافته و نامنظم می شود.

۳- هایپوترمی شدید تا مرگ: دمای بدن فرد کمتر از ۲۶ درجه سانتیگراد است و متاسفانه در این دما بخصوص در محیط های طبیعی و به دور از مراکز درمانی، احتمال نجات فرد کم است. فرد در کمای عمیق است، ضربان قلب و تنفس اگر وجود داشته باشد آهسته و نامنظم است. ظاهرا” فرد مرده است ولی هنوز احتمال باز گرداندن فرد با اقدامات موثر وجود دارد.

کمک ها اولیه
در هایپوترمی خفیف تنها عمل لازم جلوگیری از پیشرفت بیماری است که اگر به درستی و با درایت انجام شود فرد از وضعیتی وخیم نجات پیدا کرده است. ابتدا می بایست فرد را در محلی خشک و دور از باد قرار داد، باید لباس های خیس را هر چه سریع تر خارج نمود و بدن فرد را خشک کرده و لباس یا پوشش خشک دیگر پوشانید، به بیمار مایعات یا غذای گرم بدهید، اگر امکان پذیر است فرد را در کنار منبع گرمایی قرار دهید، تا هنگامی که از گرم شدن کامل بیمار و رفع سرما از بدنش مطمئن نشده اید، اجازه مجدد و برگشت به شرایط مخاطره انگیز را ندهید.

در هایپوترمی متوسط تا شدید با یک اورژانس واقعی مواجه هستید و باید هر چه سریع تر اقدامات کمکی را شروع کنید. اگر فرد در کما است و ضربان قلب و فعالیت تنفسی را حس نمی کنید، می بایست اقدامات احیای قلبی و ریوی را شروع کنید. از گرم کردن سریع بدن فرد نیز می بایست خودداری نمود، و در صورتی که اطمینان به تداوم گرمای ملایم نیز وجود ندارد و احتمال و امکان انتقال بیمار بجای مطمئن تر وجود ندارد می بایست ابتدا بیمار را منتقل کرد، سپس اقدام به گرم کردن وی نمود. از حرکت دادن شدید و ناگهانی بیمار خودداری نمود.

پیشگیری
◄ مهم ترین اصل در پیشگیری از این بیماری، استفاده از لباس مناسب در حین فعالیت است، خشک ماندن اهمیت ویژه ای دارد و همچنین پوشاک ضد باد بسیار مهم است.

◄ به هیچ وجه نباید به فعالیت انقدر ادامه داد تا خستگی مفرط پدید آمده و به اصطلاح (تخلیه انرژی) بوجود آید، اختصاص زمان مناسب برای استراحت و تجدید قوا اهمیت فراوانی دارد.

◄ تغذیه مناسب با غذاهی پر انرژی و گرم در پیشگیری نقش حیاتی دارد، همچنین نوشیدن آاب به مقدار کافی و به ویژه گرم نیز الزامی است. از دارو هایی مانند: آرام بخش ها، کدئین، قهوه به میزان زیاد نباید استفاده نمود.

◄ برنامه شما باید متناسب با تجربه، تجهیزات، مهارت و آمادگی جسمانی تمام افراد گروه برنامه ریزی شود.

فروسبیت یا سرمازدگی (Frosbite)
یخ زدگی سلول های پوست و سایر بافت های بدن، سرمازدگی (Frosbite) نامیده می شود.

در سرمازدگی تشکیل بلور یخ داخل هر سلول سبب از بین رفتن اجزای ریز داخل سلول شده و در نهایت منجر به پارگی جدار سلول و مرگ آن می شود. اگر وسعت این یخ زدگی زیاد باشد و تعداد زیادی از سلول های بافت و یا عضو را در بر بگیرد، در نهایت عضو از بین می رود. این بیماری به صورت موضعی بوده و ماهیتی متفاوت با هایپوترمی (Hypotermi) دارد.

معمولا” سرمازدگی (Frosbite) در نقاط انتهایی بدن که جریان خون ضعیف تر و آهسته تری دارند بوجود می آید. مهم ترین اعضای بدن برای سرمازدگی: انگشتان دست و پا، لاله گوش، نوک بینی، پاشنه پا، گونه ها و پیشانی هستند.

عوامل مختلفی باعث افزایش احتمال و تشدید سرمازدگی می شوند: رطوبت، باد، میزان سرمای محیط، اختلالات رگ ها و خون رسانی نامتناسب و…

توصیه های ویژه
◄ به قوانین، بایدها و نبایدهایی که مورد توافق کوهنوردان است احترام گذاشته و به توصیه های افراد مستقر در ایستگاه های “ستاد اطلاع رسانی و پیشگیری از حوادث کوهستان” توجه کنید.

◄ مطالعه کتاب ها، مقالات، جستجو در اینترنت، مشورت یا اجرای برنامه با افراد با تجربه برای کسب دانش و مهارت سودمند است.

◄ در صورت نیار به امداد و نجات در کوهستان با شماره ۱۲۵ تماس بگیرید.


گردآوری: دکتر علیرضا بهپور

فتح اورست با دمپايي ابري

 قبل از هر چيز از صميم قلب ابراز تاسف خودمان را بابت اين‌كه دنيا به پايان نرسيده و متاسفانه هنوز زنده‌ايم اعلام مي‌داريم، همچنين تشكر مي‌كنيم از هموطنان عزيز كه طبق آمار و براساس مدارك موجود جزو معدود كشورهايي بوديم كه اين فرضيه پايان دنيا را زياد جدي نگرفتيم .

ضمنا خدمت خاندان محترم نوستراداموس هم عرض مي‌كنيم كه از ايشان بابت پيش‌بيني اشتباهشان دلخور نيستيم و چيزي به دل نگرفته‌ايم، خيالشان راحت!

به هر حال بعد از اين‌كه مطمئن شديم دنيا به آخر نمي‌رسد به سرمان زد جهت تفريح برويم پياده‌روي (خاك بر سرمان، از بس تفريح نكرده‌ايم به قدم زدن روي پياده‌روهايي كه از ميدان مين هم خطرناك‌ترند، مي‌گوييم تفريح!) شايد باور نكنيد، اما نيم‌ساعتي گذشته بود و هنوز پايمان در چاله چوله‌هايي پياده‌رو نشكسته بود كه به ذهنمان رسيد حداقل تا فرارسيدن پايان بعدي دنيا كمي روي فرهنگمان كار كنيم و چون مي‌دانيم در اين برهه حساس زماني مسوولان محترم به كارهاي مهم‌تري مشغولند و كسي به فكر ارتقاي فرهنگ مردم نيست، تصميم گرفتيم خودمان جهت آموزش مردم پيشقدم شويم ـ و از اين بابت كلي به خودمان مي‌باليم! ـ بعد از اين تصميم سوار يك فروند تاكسي شديم و يكهو تصميم گرفتيم آموزش را از آقاي راننده شروع كنيم و بعد در مورد نحوه درست رانندگي كردن و... داشتيم‌ ارائه فضل مي‌نموديم كه آقاي راننده كنار اتوبان توقف كرد و فرمود: «برو پايين» پياده كه شديم ديگر نفهميديم چطور شد، اما خوب يادمان است بعد از سومين يا چهارمين باري كه راننده محترم كله ما را به كاپوت ماشين كوبيد فرمود: «حالا فهميدي؟» و بعد ايشان رفتند و حسرت دانستن اين‌كه چه چيزي را بايد بفهميم روي دل ما گذاشتند ! كمي سرمان گيج مي‌رفت، اما در كارمان مصمم‌تر شده بوديم!

شب در ميوه‌فروشي محله‌مان سعي كرديم به آقاي فروشنده برخورد درست با مشتري را يكجوري آموزش بدهيم كه به ايشان برنخورد، اما هنوز حرف ما تمام نشده بود كه آقاي فروشنده خيلي محترمانه در تركيب صورت ما تغييري ايجاد كرد و فرمود: «همينه ديگه نمي‌فهمي!».

بعد خواستند بيايند ‌ از نزديك‌تر به ما بفهمانند كه نمي‌فهميم ـ نه كه ما ترسيده باشيم ـ اما سوار ماشينمان شديم و درها را از داخل قفل كرديم! اگرچه سنگيني سيلي آقاي فروشنده را كماكان روي صورتمان احساس مي‌كرديم، اما باز نااميد نشديم و تصميم گرفتيم آموزش را با آن دسته از هموطناني ادامه دهيم كه دادن فحش به همديگر را نشانه عمق دوستي و صميميت مي‌دانند و به آنها بفهمانيم‌حتي در زمان جاهليت هم اگر كسي به كسي فحش بد مي‌داد خون به پا مي‌شد، اما الان چه شده كه نشانه صميميت شما... به گمانم زياد حوصله گوش دادن نداشتند و ما هم بعد از خوردن اولين لگد، چندان تمايلي به ماندن و ارائه توضيحات بيشتر نداشتيم و بلانسبت شما عينهو اسب دويديم.

جايتان خالي خيلي وقت بود با اين سرعت ندويده بوديم! الان هم به دليل پاره‌اي از مسائل از ذكر برخوردهاي بسيار محترمانه! كارمندهاي بانك كه باعث مي‌شوند حداقل در زمان دريافت وام حس يك آدم مفلوك و بدبخت به ما دست بدهد و از نحوه جريمه كردن پليس محترم راهنمايي و رانندگي كه چندبار نزديك بود سكته كنيم و از برخورد ارباب رعيتي كارمند‌هاي ادارات و... مي‌گذريم و...

به هر حال از خدا كه پنهان نيست از شما چه پنهان شب وقتي خسته و هلاك با سر و كله ورم كرده در كمال آرامش استراحت مي‌كرديم!

به اين نتيجه رسيديم كه آموزش و ارتقاي فرهنگ مردم از فتح قله اورست با دمپايي ابري سخت‌تر است! ضمنا كشف كرديم‌ براي زندگي در تهران چند شرط مهم لازم است، اول اين‌كه... بي‌خيال مهم‌تر از همه اين است كه حتما بايد ليسانس مديريت بحران داشته باشيد!

جام‌جم

کمپ زدن در برف

برای کمپ زدن در زمستان باید دارای پناهگاهی خوب، وسایل گرمایی و مهارت خشک باقی ماندن باشید.

در شرایطی که هوا به سرعت عوض می شود و درجه حرارت هم نزدیک صفر و برف هم کم است ونیز در برنامه های کوتاه مدت و یا شرایطی که باید کمپ را سریع برپا کرد، مطمئناً چادر بهترین وسیله است. در وسط روز و زمانی که خورشید در پشت ابرها پنهان است، حرارت درون چادر می تواند 22تا 28درجه گرمتر از هوای بیرون باشد. تحت این شرایط می توان لباس و کیسه خواب خیس را خشک کرد. پناهگاه هایی که از برف درست می شوند، مثل غار برفی و ایگلو جهت برپا شدن به زمان بیشتر و مهارت و تلاش احتیاج دارند، اما از طرفی قوی تر، جادارتر و حتی در هوای خیلی سردهم گرم هستند.برپایی چادر در زمستان: محل برپایی چادر را به دور از نقاط خطرناکی مانند شکاف یخی، مسیر بهمن و یا نقاب ها انتخاب کنید. شکل وزش باد را در منطقه بررسی کنید اگر برف مانند سنگ سخت است و یا در سطح زمین شکل هایی از برف درست شده است، به معنی بادخیز بودن منطقه است.

اما اگرمنطقه حاوی برف پودری یا شل است به منزله آن است که منطقه از باد در امان است و یا برف های جمع شده توسط باد به آنجا آورده شده اند.یک منطقه گود در برف پودری، می تواند پناهگاه خوبی از دست باد باشد ولی شاید مجبور باشید که برف روی چادر را مرتباً پاک نمایید.محل انتخابی حتی المقدور مسطح باشد. منطقه ای که چادر روی آن قرار خواهد گرفت را کاملا برف کوبی کنید تا سطح منطقه بتواند وزن چادر و متعلقات را تحمل کند و بتوانید بندهای چادر را در برف بکوبید. صاف کردن و مسطح ساختن محوطه زیر چادر از لیزخوردن افراد در طول شب جلوگیری می کند و بدین وسیله از نقاط  برجسته و قلنبه سطح زمین خلاص می شوید. اهمیت این نکته زمانی است که تصمیم داشته باشید چند شبی را در آن محل بسر ببرید. چراکه برف زیر چادر بعد از شب اول مانند سنگ سفت می شود و هر برجستگی در سطح آن به صورت یخ زده در می آید. یک بیل با صفحه ای چهار گوش برای تسطیح محل چادر وسیله خوبی است. کوبیدن برف منطقه با «کفش های برف » باعث فشرده شدن سطح برف می شود. اسکی نیز وسیله خوبی برای صاف کردن است. اگر سطح زیر چادر کمی شیب دار است، طوری بخوابید که سر شما در بالای شیب باشد.

بعد از برپا کردن چادر، حفره ای به عمق 30سانتی متر در جلوی چادر ایجاد کنید. افراد می توانند هنگام بستن یا باز کردن گتر و در آوردن کفش های خود، راحت در چادر بنشینند و پاهای خود را در این گودال قرار دهند.وسایل پخت و پز و اجاق آشپزی را هم در آن طرف این گودال قرار دهید. در هوای توفانی این گودال محل خوبی برای برای محافظت چراغ از شر باد است و به کوهنوردان اجازه می دهد که هنگامی که در کیسه خواب خود هستند، کمی به جلو بخزند و آشپزی خود را انجام دهند. دالان رودی چادر را می توان روی این گودال برقرار کرد. اگر چادر در معرض باد است، دور آن دیوار هایی از برف ایجاد کنید. این دیوار( که باید بین 1 تا 2متر باشد) را در هر نقطه ای در پیرامون چادر می توانید درست کنید تا جلوی برخورد باد به چادر را بگیرد. هرچه قدر دیوار بلندتر باشد باید آن را دورتر از چادر درست کرد. مثلاً یک دیوار یک متری باید یک متر هم از چادر فاصله داشته باشد. این کار به این دلیل صورت می گیرد که باد در قسمت پناهگاه دیوار، برف زیادی را انبار خواهد کرد و این منطقه خیلی سریع پرخواهد شد. ساده ترین و سریع ترین راه برپا کردن دیوار، کندن بلوک های برفی با استفاده از اره برفی و یا قسمت نوک بیل و قرار دادن آنها روی هم هست.

در زمان توفان باید هر چند وقتی سقف چادر را از برف پاک کرد. در اغلب توفان ها مسئله مهم برفی که از آسمان می بارد نیست، بلکه برفی است که توسط باد آورده می شود. در قسمت پناهگاه دیوار و چادر، باد برف زیادی را جمع خواهد کرد.در چادری که حتی تا نیمه در برف فرورفته است، خطر خفگی وجود دارد، مخصوصا که درون آن پخت و پز هم در جریان باشد.علاوه بر این، جمع شدن برف زیاد روی چادر می تواند باعث شکسته شدن تیرک ها و یا فروریختن کل چادر بشود. بطور منظم سعی کنید که برف جمع شده روی دیوارهای چادر را بتکانید و با بیل برف هایی که در قسمت تماس پوش دوم با برف هستند را پاک کنید تا هوا بتواند بین پوش بیرونی و چادر در جریان باشد. دقت کنید که به هنگام برف روبی، با صفحه بیل خود چادر را پاره نکنید. وزن زیاد برف می تواند باعث پاره شدن پوش نایلونی چادر شود. در توفان های قوی و دراز مدت، چادر می تواند در برف جمع شده به دور آن گم شود. شاید هم مجبور شوید که چادر را از محل فعلی آن به روی سطح برف های جدید منتقل کنید.

منبع : سایت طبیعت و توریسم ایران