کوه ها
آناتولی بوکریف
آناتولی بوکریف
هر سال فصل زمستون چند تا برنامه چند روزه در جنوب کشور داریم. شنبه و یکشنبه ۵و۶ دی ماه تعطیله ما هم بلیط قطار برای اندیمشک گرفتیم. بلیط رفت شب چهارشنبه دوم دی ماه و برگشت عصر شنبه ۵ دی است و ما انشا... ظهر یکشنبه تهران خواهیم بود. (برنامه چهار روزه خواهد بود.)برای حضور قطعی در برنامه میتونید تا روز شنبه ۲۸ آذر از طریق وبلاگ و ایمیل و یا موبایل اطلاع دهید البته از اونجائیکه تعداد بلیط محدود و دو کوپه است (۱۲ عدد) اولویت با اونائیکه زودتر هماهنگ نمایند. هزینه این برنامه بین ۳۵ تا ۴۰ هزارتومان تخمین زده میشه.
پنج شبه پنجم آذر هزار وسیصدوهشتاد وهشت/ گروه سیالان/ لاویج
یک روز قبل هماهنگی با آژانس و و کشیدن ناز مدیر و گرفتن مر خصی ساعتی و استرس وترافیک و رسیدن با تاخیر و و هی میانبر زدن و از این خیابون به اون خیابان زدن و موندن پشت ترافیک و مواجه شدن با قوانین جدید مبدع پلیس هر چهار راه و...غر زدن سر راننده آژانس و استرس واسترس واسترس برای اینکه پنج شنبه ساعت یک میدون انقلاب باشی .
من دیر رسیدم مهیشکا/ ولی دیر رسیدن من هیچ اهمیتی نداشت/ ای بابا! خودت حدس بزن دیگه مهیشکا!
برنامه سنگین بوده من خیلی خسته ام. سعی کن یک سری چیز ها را ننوشته بخونی..
ساعت 2:30 علی با راننده وخانم راننده و پسر عمه راننده. وپسر عموی راننده وخانم پسر خاله راننده وبچه های مهد کودک محله راننده اومدن که گروه پانزده نفری سیالان رو ببرن لاویج.
این اسمش تعهدی که یه راننده نسبت به سرویسی که قرار ارائه بده وبه خاطرش حق الزحمه دریافت می کنه داره.
مهیشکا یعنی اون با خودش فکر کرده بود که ما یه گروه 2 نفری داریم می ریم سفر! که اینهمه آدم با خودش آورده بود؟ ای بابا!
ما کوله پشتی هامون را از جلو درخونه سعید ومیترا انداختیم رو دوشمون و راه افتادیم به سمت- بی آرتی_ انقلاب_ تهرانپارس_(تجربه این برنامه توفیق سوار شدن به بی ار تی _بی آرتی که تو این تهران تهران که میگن اینه؟ نصیمون شد)
رفتیم ترمینال شرق(اینجا هم تا حالا نرفته بودم) محدثه برام پیغام داده بود که کجائی؟ براش نوشتم لاویج محدثه عجب جائی ! کاش اومده بودی/ جات خالیه...
کنار در ورودی ترمینال وسایلو گذاشتیم وبچه ها رفتن دنبال ماشین( بعضی از این راننده های مینی بوس که خیلی ادمهای متعهدی بودن ونسبت به ما با اینهمه وسایل احساس تعهد میکردن هی می یومدن سراغمون که ماشین با این شرایط که شما می خواین پیدا نمیشه وبیاین با این کرایه ای که ما میگیم راه بیافتیم بریم که داره دیر میشه....
خلاصه با یه راننده ای که نمی دونستیم اون چه تعریفی از کار وتعهد واین حرفا داره قرار گذاشتیم به خاطر ترافیک و جاده ساعت یک شب بیاد انقلاب که بریم لاویج.
خلاف جهت حرکت رفت سوار (بی آر تی) شدیم برگشتیم خونه میترا وسعید. شام توسط علی ومحمد تهیه شد.
بعد شام یه جلسه معارفه ونظر خواهی واینکه یه حکمتی توش بوده که ما هنوز راهی نشدیم.
مهیشکا حکمتی توش بوده یعنی چی؟ ......
علی یه سخنرانی مختصر مراحل هماهنگ شدن تدارکات و وسیله حمل ونقل واینها با همراهی دستها ش وگونه های سرخ و..... ای بابا! مهیشکا!
خلاصه علی غذا درست کرد سفره پهن کرد سفره جمع کرد ظرفا رو شست مهتابی های خراب خونه رو درست کرد شیر ظرف شوئی رو درست کرد. جارو برقی کشید.....
قرار شد یکی دو ساعتی استراحت کنیم تا ساعت یک شب که راننده می یاد. منو میترا خوابمون نبرد.
ساعت شد یک بامداد/ زنگ زدیم به موبایل راننده که ببینیم کجاست؟
یه خانمه می گفت: دستگاه مشترک مورد نظرخاموش می باشد.
اولش فکرکردیم که حالا نیم ساعت دیگه/یک ساعت دیگه/ ..... ای بابا مهیشکا!
مهیشکا این آقای راننده با تعهد با این پولی که از ما بیعانه گرفته بود چی کار کرد؟
ساعت دو نیم بامداد علی ومحمد دوباره رفتن ترمینال که یه ماشین دیگه..... ای بابا! مهیشکا!
صیح از خواب بیدار شدیم زنگ زدیم به موبایل راننده دیشب(خاموش بود)..... زنگ زدیم به هر جائی
که میشد ماشین پیدا کرد...... نشد(این که این رانندها چه تعریفی از کارشون دارن یه طرف قضیه است) اینکه (یه حکمتی توش بود.....)(قسمت نبود......) یه طرف دیگه قضیه.....
حالا این وسط ما وخواست ما و سعی علی وبقیه بچه ها وبعضی از بچه ها که از راه دور اومده بودن را کجای این قضایا میشه دید؟
مهیشکا تو که دستات به اسمون میرسه ومفهوم خیلی از چیزا رو که من نمیفهمم رو میدونی بگو این که یه اتفاقی علی رغم تلاش ها وبرنامه ریزی های تو انجام نمیشه مفهومش چیه؟ اینکه این راننده ها به بهشت میرن؟
..................................................................................................................................................................................
از طرف همه اعضای سیالان از میترا وسعید عزیز که یک روز کامل مهمونشون شدیم تشکر میکنم.
........................................................................................................................................................................
اعضای شرکت کننده در مهمانی : سعید/ میترا/ لیلا/ مهدی/ اسحاق/از تهران_ محمد وفردین وهما وحجت از کرج/ شراره وعمید از همدان/ فاروق از نقده/ سمیه ورضااز مشهد/ علی از آمریکا