قصه پرغصه تالابهاي ايران

هامون، پريشان، شادگان و تالاب انزلي هيچ كدام شبيه آن روزي نيستند كه 48 سال پيش كشورهاي زيادي را راهي شهر رامسر كرد.
براساس اين پيماننامه كشورهاي عضو قرار گذاشتند روي تالابهاي مهم جهان (بويژه زيستگاههاي پرندگان آبزي و كنارآبزي و نحوه حفاظت از آنها) مطالعه و تحقيق كرده و از آنها حمايت كنند.
در ميان نام تالابهاي ثبت شده در اين كنواسيون، 22 تالاب مربوط به كشور ايران است؛ البته سه سال پيش رييس سازمان محيط زيست اعلام كرد، نام دو تالاب ديگر به اين نامها اضافه شده و تعداد تالابهاي ثبت شده به كنوانسيون رامسر به 24 تالاب رسيده است.
ايران با توجه به شرايط ويژه محيط زيستي خود تالابهاي متنوعي دارد كه هر كدام در بخشهايي از استانهاي كشور پراكنده شدهاند.
سرزمينهاي مرطوب به انواع مختلفي چون درياچه، تالاب، مرداب، باتلاق، لشاب و حتي بخشهاي جزئيتر تقسيم ميشوند.
تالابها يكي از اين انواع هستند و ويژگي بخصوصي كه آنان را از ديگر انواع سرزمينهاي آبي جدا ميكند، پوشش گياهي و حيواني اين تالابهاست، زيرا اين تالابها هم داراي پوشش گياهي خاص و زيبا هستند و هم عمدتا ماهيان و جانوران زيادي در اين آبها زندگي يا در فصلهاي خاصي براي تأمين غذا و زندگي خود به تالابهاي ايران مهاجرت ميكنند.
يكي ديگر از ويژگيهاي تالاب ارتفاع آن است، در مورد تالابها گفته ميشود ارتفاع آب آنها بايد 10 متر باشد. اين تعادل ميان آب، گياه، جانوران و پرندههاست كه تالابها را زيبا و حيات آنها را به جريان مياندازد.
از ميان اين تالابهاي ايران، اروميه، انزلي، شادگان، هامون و گاوخوني مهمترين آنها هستند كه اغلب به خط قرمز نزديك شدند يا از آن گذشتهاند.
تالاب ميانكاله، درياچه پريشان، درياچه اروميه، درياچه نيريز، مرداب انزلي، تالاب شادگان، هامون و هيلمند، درياچه قوپي، هامون پوزاك، شورگل، بندر كياشهر، اميركلايه، قوريگل، مجموعه آلاگل، آلماگل و آجيگل، خوران، مجموعه رود شور، رود شيرين و رود ميناب، رود گز و رود حرا، تالاب گاوخوني، خليج گواتر، جزيره شيدوار، تالاب قميشان و تالاب فريدونكنار، تالابهاي بينالمللي ايران هستند.
تالابهايي كه نام آنها زياد شنيده شده و تا قبل از نابودي بسيار خبرساز شدند، اما هيچ كدام از اين خبرها و حمايتهاي دوستداران محيط زيست به كمكشان نيامد و امروز هر كدام داستاني از سرگذشت خشك شدن خود دارند و همان دوستداران محيط زيست داستانهايشان را نقل ميكنند و ميگويند، اروميه چطور از بيآبي خشك شد، هامون چگونه از بين رفت، شادگان رفتهرفته قرباني صنعت و كارخانههاي صنعتي دور و بر خود شد، از انزلي چند مدت ديگر تنها يك باتلاق باقي ميماند و سرنوشت براي پريشان جز پريشاني باقي نگذاشت... .
«زره وار» نميميرد، اما كمآب ميشود!
نقشه ايران را به هر سو برويد از شمال تا جنوب ميتوان آدرس تالابهاي ايران را روي آن مشخص كرد.
تالاب «زرهوار» تا قبل از آن كه آب خود را بهتدريج از دست بدهد، يكي از پرآبترين تالابها در منطقه كردستان بود.
به گفته دكتر كردواني اين تالاب ويژگي بخصوصي دارد كه از مرگ زودهنگام آن جلوگيري خواهد كرد و آن 800 ميليمتر بارندگي سالانه در اين منطقه است و هنوز آب اين درياچه را نگه داشته است.
وي در مورد كم شدن آب درياچه توضيح داد: «بخش ديگر آب اين تالاب از طريق آبهاي زيرزميني تأمين ميشد و عمده اين آبها به دليل مديريتهاي ناصحيح كم شد.
به اين دليل كه در سال 60 طرح جديدي براي كشاورزان در منطقه به وجود آمد و بر اثر اين طرح دهها حلقه چاه در منطقه زده شد و بر اثر اين اقدام منابع آبي رفتهرفته آنقدر پايين رفت تا در حال حاضر باعث يخ زدن درياچه بر اثر سرما شده است، اتفاقي كه تا پيش از اين نميافتاد و درياچه زريوار مانند هميشه پر از آب بود.»
انزلي باتلاق ميشود
گيلان نهتنها استاني پر از جنگل و مزارع زيباست، بلكه تالاب زيبايي نيز در آن واقع شده است، تالابي كه در نزديكي شهر رشت و صومعهسرا، در قسمت جنوبي بندر انزلي جا گرفته است.
اين تالاب نهتنها از منظرههاي زيباي طبيعي است، بلكه محل زندگي خيلي از جانوران دريايي و پرندگان مهاجري است كه هر ساله به آنجا سفر ميكنند؛ البته بايد گفت تالاب انزلي اين زيباييها را داشت و در حال حاضر شرايط آن بسيار تغيير كرده است، به طوري كه حتي رييس سازمان محيط زيست سال گذشته گفته بود، عمق آب تالاب انزلي تا قبل از سال ۱۳۵۷ برابر با هشت متر بوده است، اما تا بهمن سال گذشته عمق اين آب به يك و نيم متر و حداكثر دو متر رسيده است.
آن هم تالابي كه در زماني امكان صيد هفت تا هشت تن ماهي در آن وجود داشت. امروز كارشناسان ميگويند حتي كاربري آن در حال تغيير است.
دكتر پرويز كردواني، استاد دانشگاه و كارشناس محيط زيست معتقد است: «تالاب انزلي در حال تبديل شدن به مرداب است.»
او توضيح ميدهد: «گياهان اين تالاب در حال حاضر زياد و بلند شده و روي تالاب را پوشانده است، اين گياه معروف به گياه «اوزلا» است و از خارج از كشور براي استفاده در كشاورزي و كاشت برنج به ايران آورده شد، اما متأسفانه از حالت عادي آن استفاده نشد و اين گياه به تالاب نفوذ كرد و پخش شد.
اين گياه برخلاف نقشي كه در برنجكاري دارد، آفت تالاب و براي حيات آن بسيار خطرناك است. اين گياه رشد كرده و مانند لايه و پوشش گياهي تركيبي از رنگ سبز و قرمز روي تالاب را گرفته است و علاوه بر اين كه نميگذارد نور به درون تالاب نفوذ كند و پايين برود، جلوي رسيدن اكسيژن به آب را نيز گرفته و امكان نفس كشيدن و حيات جانوران درون تالاب را نيز ميگيرد و از بين ميبرد.»
اما اين تنها يكي از مشكلات تالاب انزلي است و به گفته كردواني مشكل ديگر مربوط به فاضلاب شهري كه از طريق رود «زرجوب» از شهر رشت گذشته و در ايستگاه آخر خود به تالاب انزلي ميريزد. «حال فرض كنيد مواد شوينده مصنوعي چقدر براي ماهيان خطرناك است و مرگ قطعي آنان را به دنبال دارد.
در همين حال حفر چاه براي كشاورزي در منطقه بيشتر شده و اين مسأله باعث ميشود سطح آب تالاب نيز پايين بيايد در حالي كه حيات تالاب نيز وابسته به آب آن است، اما اين روزها ميبينيم به دليل نرسيدن اكسيژن و نور، روند گنديده شدن آن بيشتر شده و كف تالاب نيز بالاتر آمده است به طوري كه حدود هشت متر از ارتفاع آن را در حال حاضر لجن و زباله گرفته است.»
البته استان گيلان تالابهاي زياد ديگري نيز دارد تالاب اميركلايه، بندركيا شهر و دهانهسفيدرود سه تالاب ديگر اين استان هميشه سبز هستند.
هامون مرد
هامون يكي از معروفترين تالابهاي ايران در استان سيستان و بلوچستان استالبته بايد گفت بود.
هامون بزرگترين درياچه آب شيرين در سراسر فلات ايران با مساحتي حدود 5700 كيلومتر مربع و زيبايي بينظير بالاخره خشك شد و با وجود وعدههايي كه از زنده بودن آن داده ميشود، اما محيط زيست شناسان ميگويند هامون ديگر مرده است.
قديميترها ميگويند، هامون از نظر محيط زيستي از اهميت بالايي برخوردار بود و تا قبل از نابودي بيش از 400 هزار پرنده را در زمان پرآبي در خود جاي ميداد.
سدها، نيريز را خوردند
نقشه ايران را كه بگيريد و از شمال به سوي جنوب برويد، در استان فارس نيز تالابهاي زيبايي وجود داشتند كه تالاب نيريز يكي از آنان است. اين تالاب آب خود را از رود كر تأمين ميكند.
آب شيرين اين تالاب معروف است و هميشه براي مردم منطقه نعمتي بزرگ محسوب ميشد، اين تالاب هم تنها نيست و در همسايگي تالاب پريشان و ارژن در استان فارس است.
عمدتا نام نيريز را به همراه نام تالاب كمجان ميآورد، اما سرگذشت نيريز نيز بهتر از تالابهاي ديگر نيست. دكتر كردواني در مورد آنچه موجب وضع امروز اين تالاب شده توضيح ميدهد: «روي آن سد ساختند.
در زمان ساخت اين سدها بارندگي زياد بود و سدها ميتوانستند آب را هم به بالادست و براي كشاورزان و هم مصارف شهري تقسيم كنند، اما با كم شدن بارندگي و كاهش سطح آب ديگر تنها به مصرف شهري ميرسد و آب مرودشت، پاسارگاد و شيراز را تأمين ميكند و حتي كشاورزان هم براي تأمين آب مجبور به حفر چاه شدند و مجبور هستند، لذا در اين مدت براي تأمين آب 10 هزار چاه براي كشاورزي حفر شد كه بايد گفت 9000 تاي اين چاهها ضروري نبوده و نبايد حفر ميشدند؛ با وجود اين بسياري از باغها نيز در اين منطقه خشك شده و حال ريزگردهاي خشك و خشن جاي طبيعت مرطوب، موجودات زنده و حيات زيباي نيريز را گرفته است.
به طوري كه حتي ديدهام يك باغدار باغ خود را خشك كرده بود و به مردم آب تانكر ميفروخت.»
پريشان نيز در همسايگي نيريز به دليل برداشت زياد آبهاي زيرزميني در خط قرمز قرار گرفت. توسعه كشاورزي باعث خشك شدن اين پريشان شد.
و اما تالاب مهارلو ـ كه آن نيز در استان فارس قرار دارد ـ وضع چندان مناسبي ندارد. بسته به باراني كه هر سال ميبارد يك روز مسئولان اعلام ميكنند، كمآب شد و روز ديگر ميگويند كمي آب گرفت.
به تالاب مهارلو هم آب شور و هم آب شيرين ريخته ميشود. اين توضيحات پرفسور كردواني در مورد تالاب مهارلو است و ميگويد: «اما اين روزها به دليل وضع آب و هوايي و استفاده نادرست از منابع آبي، آب شوري تالاب بيشتر شده و سطح آب نيز كاهش پيدا كرده است و ديگر مانند گذشته پرندهها بر بالاي اين تالاب پرواز نميكنند.»
شادگان با بوي فاضلاب
«تالاب شادگان، بوي گند گرفته و خزه سراسر آن را پوشانده است.» اين توصيف كارشناس محيط زيست از تالاب بزرگ استان خوزستان است كه روزي بكر بودن، يكي از مهمترين ويژگي آن بود، اما امروز به گفته پرفسور پرويز كردواني «فاضلاب صنعتي سراسر آن را گرفته است».
شادگان تنها يك تالاب نيست بلكه براساس كنوانسيون رامسر سه تالاب شادگان، خورموسي و خورالاميه با عنوان تالاب شادگان خوانده ميشوند، اما اين روزها تنها خبرهاي نگرانكننده در مورد اين تالاب به گوش ميرسد، علاوه بر كاهش آب به خاطر برداشت كشاورزان از بالادست اين تالاب اسير صنعت نيز شد و حتي سال ۱۳۸۳ خبري سر و صداي زيادي ايجاد كرد و آن اين بود كه شهرداري آبادان ۳۵ هزار مترمكعب از زبالههاي نفتي منطقه گيسي را از زير خاك خارج و در تالاب شادگان ريخت.
در حال حاضر نيز با وجود اخطارهايي كه سازمان محيط زيست به كارخانجات قديمي منطقه ميدهد، اما آنان باز هم بيتوجه هستند و سازمان محيط زيست نيز توان مقابله قانونمندتر با آنان را ندارد. براي همين است كه امروز از شادگان تنها بوي فاضلابهاي صنعتي و كشاورزي به مشام ميرسد.
صبا صراف -جام جم
سیالان ثانیه هائی از ما است که در حرکتیم. گاهی به قصد قله وارتفاع گاهی در اعماق دره ودشت. گاه در کویر وتشنگی وگاه لابلای درختان در جنگل وابر ومه ثانیه هائی در هوای داغ وآفتاب ولحظه هائی دراغوش ماه وباران وبرف.